تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - مرگ خوب است، برای همسایه؟

|-| Mehran Modiri |-|





مرگ خوب است، برای همسایه؟
سه شنبه 20 فروردین 1387
علی میرمیرانی

یکی به این سوال جواب بدهد؛ در مورد کی و چی باید کار طنز کرد؟ راستش بعد از هیاهویی که همکاران مطبوعاتی راه انداخته اند پیرامون سریال مرد هزارچهره و اعتراض ها کرده اند به مورد شوخی واقع شدن شعرا و به روایتی روشنفکران، این سوال پررنگ تر از گذشته رخ می نماید که بر فرض مهران مدیری یا هر کسی که در تلویزیون یا حتی سینما یا به طور کل رسانه ها اعم از مکتوب یا تصویری می خواهند در حیطه طنز یا کمدی کار کنند، تکلیف شان چیست؟ بیایید با خودمان روراست باشیم. گویا هر بخش یا قشری از اجتماع ما که هدف شوخی قرار گیرد تاب و عنان از کف می دهد و فریاد واغیرتا بلند می شود که همه چیز از دست رفت، جالب اینکه در این باب هیچ قشری، هیچ جریان فکری ، هیچ مرام و مسلکی، هیچ اندیشمند یا بیسوادی، متحجر یا روشنفکری، مرتجع یا پیشرویی، با هم فرقی ندارند. همه به یک شکل و با یک سبک و سیاق و حتی با یک شیوه و با یک لحن و ادبیات عکس العمل نشان می دهند. تنها با این تفاوت که عده یی از اول داعیه آزاداندیشی و طرفداری از ایجاد فضای باز و... ندارند و شعارهای مشابه زنده باد مخالف من سر نمی دهند و عده یی دیگر در حرف، طرفدار این تعابیر قشنگ اند و نه بیشتر و باز باید به دسته اول دست مریزاد گفت که لااقل قول و عمل شان یکی است و مصداق یک بام و دو هوا نیستند.مهران مدیری در مرد هزارچهره با نیروی انتظامی، جامعه پزشکی، شعرا و... شوخی کرده است و جالب اینکه این بار حتی برخلاف تصور، بیش از پیش از نیروی انتظامی، نه شعرا، که بعضی دوستان روزنامه نگار (که بحق در این یک دهه اخیر طرفداران اصیل ایجاد فضای آزاد برای همه بوده اند) وارد گود شده اند و قصد دارند به قاعده توانشان حق مهتر و کهتر اهل ادب را از این سریال طنز بستانند، ای کاش دوستان اهل قلم پیشگام می شدند و از اینکه مورد شوخی واقع شده اند اینقدر برنمی آشفتند تا این باریکه مجال، برای کار در این قالب یا قالب های دیگر حداقل از طرف آنان تحدید و تهدید نمی شد. کاش می گفتند با ما شوخی کنید، خوب یا بد، درست یا غلط، ما را نقد کنید تا این سیاق، باب شود یا لااقل قدمی در اندازه های شعارهای قشنگ شان برداشته باشند. مانده ام از آن دوست کارتونیستی که خود مکرر زخمی بایدها و نبایدها بوده و حالا چنین در جایگاه دانای کل باید و نباید برای این مجموعه تعیین می کند، متاسفانه گویا در این سامان مرگ خوب است فقط برای همسایه. این چه استدلالی است که بر پایه آن نمی شود درباره شعرا طنز نوشت و کمدی ساخت؟ حتی گیریم بر فرض که سریال با م. آزاد عزیز شوخی کرده باشد. مگر مرحوم مشرف آزاد تهرانی جزء مقدسات است؟ می دانیم که با این مقدس سازی های مکرر و در تزاید، هر کس، هر قشر، طرفداران هر شخص یا حرفه، سریع دیوار آتشینی پیرامون شخص یا مقوله مورد علاقه شان ایجاد می کنند که اتفاقاً اولین تاثیرش جلوگیری از نقد یا طنز (حتی نقد و طنز غلط) است و طرفه آنکه این دستاورد دقیقاً عکس باورهایی است که دوستان، تمام این سال ها بر آن کوشیده اند. دوستان، عزیزان، یک بار با هم جدی به این سوال فکر کنیم در مورد کی و چی می شود کار طنز انجام داد؟ گویا جواب واقعی آن این است؛ هر کس جز ما یا جز چیزهایی که ما دوست داریم.
                                   ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرات عالی منجمد
میثم اسماعیلی: این بار هم مهران مدیری سنگ تمام گذاشت و دوباره توانست در ساعت پخش سریالش خیلی از خیابان‌ها را خلوت كند و اینطوری خواسته و نخواسته به ترافیك شهرها هم كمك كرد! به به، به به.
حالا تا یك شش هفت ماهی تكه كلام‌های مسعود شصتچی ورد زبان همه خواهد بود. این هم از آن خصیصه‌هایی است كه خاص خود او و گروه نویسندگانش است.

 مدیری كه قبلا در مجموعه‌های موسوم به 90 شبی باید یك 10  15 قسمتی از پخش مجموعه‌اش می‌گذشت تا بتواند شخصیت‌های داستانش را دربیاورد این بار (مثل دو سال پیش و با سریال جایزه بزرگ) ثابت كرد كه می‌تواند مجموعه‌ای را بسازد كه طبق خواست بینندگانش تغییر نكند و از همان ابتدا تمام داستان و شخصیت و تیپ‌ها تعریف شده باشند. اما این بار هم انگار كه مد شده باشد خیلی‌ها نشستند تا ببینند مدیری پا توی كفش كدام جماعت كرده است كه بروند شكایت كنند! چون خبرگزاری‌ها  همان اوایل فروردین و با پخش تنها چند قسمت از سریال «مردهزار چهره» خبری را روی خروجی‌های خودشان گذاشتند با این مضمون كه اداره ثبت احوال شیراز از مدیری و سریالش شكایت كرده است. چیزی كه البته از بس این روزها زیاد شده است چندان هم جدی گرفته نشد. اما به هر حال  در این دادخواست مواردی به عنوان دلایل و مستندات توهین بیان شده است از جمله:
انتصاب شخصیت اصلی داستان به عنوان شخص كلاهبردار شیاد و متقلب در مجموعه ثبت احوال شیراز، ارائه فضای بی نظم و خارج از شان اداری در ثبت احوال شیراز و القای سوءاستفاده از موقعیت شغلی توسط كاركنان اداره كل ثبت احوال شیراز. اداره ثبت احوال شیراز كوتاه هم نیامده است و در این دادخواست، خواستار اعاده حیثیت و دریافت 21 میلیارد ریال به عنوان خسارت معنوی وارد شده به مجموعه ثبت احوال شیراز شده است! واقعا باید تاسف خورد حتی اگر به فرض منظور آقای مدیری هم همین چیزی باشد كه آقایان گفتند، چه اشكالی دارد؟ تازه مگر كاركرد طنز چیزی غیر از بیان مشكلات و ایرادات با بیانی خنده آور است؟ مهران مدیری هم از این به بعد باید برود سراغ همان روستای خود ساخته اش یعنی «برره»  تا به هیچكس برنخورد! 21 میلیارد ریال! بابا این از كل فیلم هم كه بیشتر شد! مهران مدیری بهتر است جمع آوری اعانه را جهت پاسخگویی شروع كند! یكی نیست به اینها بگوید بابا این یك فیلم است  و یك فیلمساز بالاخره باید یك صنفی را دستمایه كارش قرار بدهد و و این لازمه یك كار طنز است.پس به قول خود آقای شصتچی نظرات عالی منجمد!





نوشته شده توسط آزاده در سه شنبه 20 فروردین 1387 و ساعت 02:04 ق.ظ