تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - هفت مطلب

|-| Mehran Modiri |-|





هفت مطلب
دوشنبه 19 دی 1384

مطالب ایناست:

(برای خواندن هر مطلب روی اون کلیک کنید)

۱- مجموعه تلویزیونى شب‌هاى برره جهانی شد(جهانی تر شد) 

 رادیو  آلمان هم بعد از رویترز و... به تحلیل مجموعه طنز تلویزیونی شب‌هاى برره پرداخت .

۲-«شب‌های برره» ده شب تعطیل است

۳- دو برره خبر داد: جنگ خونین در برره

۴- نوآوری در "شب های برره" دیده می شود / مجموعه شب های برره بد آموزیی ندارد 

۵ - مجموعه "شب های برره" کاریکاتوری از رفتارهای اجتماعی ما است/ نخود در شبهای برره نماد صادرات تک محصولی است 

۶- بهنوش بختیاری: «لیلون» جزیی از من شده است 

 -----------------------------------------------------

یه مطلب هم از روزنامه هموطن سلام.سه شنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۴

مدیری کارگردانی که برای خنداندن، خودش را به درد سر نمی‌اندازد

آنچه باید مورد بحث قرار گیرد، اقبال عمومی نسبت به طنزهای شبانه در كشور ماست كه از چند جنبه قابل تحلیل به نظر می‌رسد.

برنامه‌بین‌های حرفه‌ای و بینندگان پروپا قرص برنامه‌های تلویزیونی داخل ایران به ویژه سریال‌های طنز شبانه كه بدعت آن حدود ‌١٠ سالی می شود گذاشته شده، متفق القول اذعان دارند كه مهران مدیری، كارگردان كاركشته و تحصیلكرده طنز ایران، یك استثنا در برنامه سازی كمیك و طلایه‌دار طنز انتقادی نوین در تلویزیون ایران بوده كه هیچ كارگردان و بازیگری تا به حال نتوانسته جای وی را پر كند یا حداقل به تقلید از او، سبك‌های طنزسازی جدیدی را بدعت گذارد.
همگی ما، شروع كار او را با مجموعه عیدانه ساعت خوش به‌ یاد داریم و‌ می‌دانیم بخش عمده‌ای از بازیگران طنزی كه امروزه برای خود در سطح كشور نامی دست و پا كردند یا حتی كارگردان شدند
(
مهران غفوریان و تازگی‌ها جواد رضویان) همگی دانش‌آموخته كلاس‌های او هستند. جنگ ‌٧٧، ببخشید شما، پلاك ‌١٤، ‌٩٠ شب، طنز ‌٨٠، جایزه بزرگ، پاورچین و نقطه چین را كسانی كه برای گریستن و خندیدن نگاه می‌كردند، به خوبی به یاد دارند.
در هر كدام از این مجموعه‌ها، شما ضمن این‌كه سوژه‌ای برای ساعتی خندیدن می‌یافتید، ابتكاری جدید از كارگردانی می‌دیدید كه سرش پر از ایده‌های بكر و جدید است و حجم دانش علمی در زمینه فیلمسازی به علاوه قدرت تخیلی كه كارهای او را با سایر طنزهای شبانه بسیار متفاوت می‌ساخت حتی برای بسیاری از آنانی كه تاب و تحملش را نداشتند، رشك آور بود. كسانی كه نه می‌توانستند خود را به آن سطح از دانش و اطلاعات برسانند كه محبوبیت و سواد علمی مهران مدیری را كسب كنند و نه می توانستند آرام بنشینند و موجی جدید از جریان‌های اجتماعی دست ساخته این كارگردان سیاستمدار را ببینند.
كسی كه حتی بسیاری از وقایع سیاسی و اجتماعی روز را زیركانه‌تر و موشكافانه‌تر از بسیاری تحلیلگران و روزنامه نگاران، نقد و بررسی می‌كند و با زبان بی زبانی، وقایع تلخ و اتفاقات ناهنجار اجتماعی را به مسببان رخ دادن این وقایع گوشزد می‌كند.
در هر كدام از برنامه‌های مهران مدیری یك ابتكار جدید و بدعت تازه می‌یابید.
ابتكاری كه نه از جایی كپی‌برداری شده و نه

تقلید! در جایی، از تصاویر فلكسی بزرگ سیاه و سفید به عنوان دكوراسیون خانه و خیابان استفاده می كند، در جایی دیگر امكان ارتباط تلفنی با مخاطب را فراهم می سازد و همانند برنامه‌های تركیبی، خود هم مجری‌گری می‌كند، هم كارگردانی و هم بازیگری. در جایی دیگر می بینید كه سرزمینی خیالی ترسیم و خلق می‌كند با تمام اركان و بایدها و داشته‌های یك شهر، روستا و آبادی.
با زبانی خاص، گویشی جدید، آداب و رسومی ثابت و دست نخورده، فضای جدید و حتی شهرسازی نو. مهران مدیری از آن دست كارگردانانی نیست كه در ازای دریافت مبلغی، دقیقه تعیین شده‌ای را پر كند و به اسم طنز به مردم تحمیل کند.
نتیجه همه مقدمه چینی‌ها این بود كه مهران مدیری به عنوان بنیانگذار طنز نوین تلویزیونی در ایران، مخاطبان خاص خود را دارد و منهای كل این مخاطبان، قشر خاصی هستند كه طنز او را درك می‌كنند.
اما این تنها مهران مدیری نیست كه در ایران كار طنز می‌كند. ما از سوی دیگر باید به وضعیت برنامه‌های طنز در تلویزیون نیز نگاهی بیاندازیم و از كنار هم قرار دادن داده‌هایی كه به دست می‌آوریم، نتایجی بگیریم كه قاعدتا مفید خواهند بود!
آنچه باید مورد بحث قرار گیرد، اقبال عمومی نسبت به طنزهای شبانه در كشور ماست كه از چند جنبه قابل تحلیل به نظر می‌رسد. نخست آن كه عدم تعدد شبكه ها و بالطبع برنامه‌ها و البته برنامه سازان تلویزیونی باعث می‌شود كه مردم ما عادت كنند خود را به داشته‌ها و آنچه كه هست و پخش می‌شود قانع كنند. طبیعتا از ‌٥ شبكه تلویزیونی كه خط مشی‌ها و سیاست‌های كاملا یكسویه و یكنواخت و مشخصی دارند و گاهی اوقات برای مخاطب كسل كننده هم می‌شوند نمی‌توان در روز بیش از ‌١٣٠ ساعت برنامه تلویزیونی انتظار داشت.
رقمی كه در كشورهای همجوار ایران حتی به ‌یکهزار ساعت در روز می‌رسد. در نتیجه قابلیت جست و جو برای مخاطب وجود ندارد و بیننده ایرانی عادت كرده خود را با رسانه وفق دهد و به آنچه كه پخش می شود و هست قانع باشد. در حالی كه در فضای رسانه‌ای رقابتی و حرفه‌ای، رسانه خود را موظف می‌داند كه با خواسته‌ها و امیال مخاطب كاملا همگام و همراه باشد و اگر لحظه‌ای از قانون مخاطب محوری عدول كرد یا حركتی انجام داد كه باب میل و طبع مخاطب نباشد، با بی مهری، قهر و حتی تحریم مخاطب روبه رو شود.
چرا كه وقتی شما ‌٣٠٠ كانال تلویزیونی دارید كه روزانه ‌٤٣٢هزار دقیقه برنامه زنده و غیرزنده پخش كنند، آنقدر حق انتخاب دارید كه دیگر موظف نیستید

از ابتدای صبح تا آخرین ساعات شب با برنامه‌های یكنواخت و خسته كننده یك شبكه خاص سر كنید كه می توانید حتی سناریوی تمامی فیلم‌های سینمایی یا سریال‌هایش را حدس بزنید یا ترانه‌هایش را بارها و بارها شنیدید و می دانید كه باز هم خواهید شنید.
در نتیجه مهمترین دلیلی كه باعث می شود یك برنامه طنز تلویزیونی روتین كه از شبكه سوم سیما پخش می‌شود، بدون هیچ چون و چرا و اما و اگری در بدترین حالت حداقل ‌٣٠ الی ‌٤٠ میلیون مخاطب مستقیم داشته باشد، همین است كه عدم وجود فضای رسانه‌ای رقابتی و استاندارد حرفه‌ای باعث می‌شود تا دست‌اندركاران رسانه بدون هیچ زحمتی از داشتن مخاطبانی در گستره حداقل نیمی از خاك یك سرزمین، مطمئن باشند و حتی گاه در بهبود بخشیدن كار خود نیز نكوشند و سطح حرفه‌ای كارشان هر چند ‌١٠ سال یكبار بهبود یابد.
با پذیرش این شرایط و با فرض بر استوار و یكسان ماندن آن برای همه برنامه‌سازان صدا و سیما، می‌توانیم براحتی از روند كارهای طنز و كمدی ساخته شده برای تلویزیون استنباط كنیم كه مهران مدیری، تنها كارگردانی است كه در برنامه‌های خود، بدون هیج به اصطلاح "بدآموزی" (واژه تركیبی از 2 كلمه انگلیسی و فارسی به همراه‌ یای مصدرساز كه هنوز از كشف معنای آن عاجز مانده‌ایم!) و توهینی كه مستقیما شخصیت‌ها را زیر سوال ببرد یا وجهه‌ها را لكه دار كند، با هوشمندی و درایت خاصی ضمن این‌كه می‌تواند ساعت‌ها مخاطب را بخنداند (این خنداندن با لودگی و دلقك بازی برای آوردن ذره‌ای لبخند به گوشه لبان مخاطب مقداری تفاوت دارد!) به او می‌آموزد كه با ریزبینی و تیزبینی بیشتری اطراف خود را بنگرد كه اتفاقات مهمی در حال تكوین است.
بسیاری از كارگردانان هستند كه نمونه‌های طنز آنان را در چندماه اخیر نیز بسیار دیدیم و سعی می‌كنند با آموزش انواع فنون شعبده بازی و تردستی و آكروبات و طناب كشی به بازیگران خود و صرف هزاران كالری انرژی و پریدن از روی آتش یا وارد شدن به دهان شیر، حركاتی انجام دهند كه البته نمونه آن را در سه گانه‌های ژیمناستیك المپیك نیز بسیار می‌بینیم و با این روش، امید دارند كه ثانیه‌ای لبخند به گوشه لبان مخاطب احتمالی بنشانند.
اما مهران مدیری برای خنداندن، خیلی خود را به دردسر نمی‌اندازد. تك تك دیالوگ‌ها، گفت وگوها، جملات بكر و نغزی كه به كار می‌برد و حتی ژست‌ها و فیگورهای او، سوژه‌ای است برای خندیدن و تعمق كردن... این را كسانی كه حتی بین طنز و كمدی فرق قائل می شوند بهتر می‌دانند كه مهران مدیری در طنز ایران تكرار نخواهد شد.
او یك استثنا بود و استثناها در خیل عظیم قواعد بسیاری مواقع مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند.
اوج شكوفایی هنر مهران مدیری در مجموعه فوق‌العاده شب‌های برره است. این مجموعه كسانی را آزار می‌دهد كه می‌بینند دستشان چگونه رو می‌شود و این فقط خود نیستند كه فوت و فن‌های دغل كاری و ریا را یاد می‌دهند، بلكه چشمان تیزبینی یافت می‌شوند كه رد هر تخلفی از قوانین نانوشته انسانی را نیز به خوبی می‌گیرند.
كسانی به شب‌های برره انتقاد می‌كنند و سریعا خواستار تعطیلی آن می‌شوند كه به نظر می‌رسد از خشكه حساب كردن، دو به هم زنی، زیرمیزی و پول‌های بدون گوشه زیاد بدشان نمی‌آید!




نوشته شده توسط الهه در دوشنبه 19 دی 1384 و ساعت 05:01 ق.ظ