تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - گفت و گو با گروه نویسندگان «باغ مظفر»-قسمت دوم

|-| Mehran Modiri |-|





گفت و گو با گروه نویسندگان «باغ مظفر»-قسمت دوم
پنجشنبه 23 آذر 1385

اعتماد- ۲۳/۹/۱۳۸۵

ما زیر نگاهیم،از همه طرف

حسن محمودی ؛ -قسمت دوم مصاحبه با پیمان قاسم خانی سرپرست گروه نویسندگان «باغ مظفر» را در حالی می خوانید که تاکنون

9 قسمت از این سریال تلویزیونی را تماشا کرده اید. همان طور که در قسمت اول اشاره شد این مصاحبه بعد از پخش اولین قسمت «باغ مظفر» انجام شده و قبل از آنکه نگاهی انتقادی به مجموعه داشته باشد، در حد مجالی است برای توضیحات نویسندگان در چند و چون روند شکل گیری یک مجموعه با یک گروه نویسنده. مصاحبه انتقادی ما درباره «باغ مظفر» بماند برای مجالی که اگر دست دهد؛ با مهران مدیری در مقام کارگردان کار.- مطمئن هستید اگر فرصت بیشتری داشتید باز هم این اتفاق نمی افتاد؟

قاسم خانی؛ راستش مهران مدیری علاقه مند است که نوشتن و فیلمبرداری به پخش نزدیک باشد. برای اینکه دوست دارد حس مخاطب را داشته باشد. ولی اگر من کارگردان بودم هیچ وقت چنین کاری را نمی پذیرفتم. تحمل این استرس را ندارم. بچه ها را سر اینکه متن ها زودتر برسد واقعاً خفه شان کرده ام.

لذت نمی برم از این شیوه کار. منتها این کار تخصصی است. تخصص شاهکاری هم نیست. یک جور مهارت در سریع نوشتن است. اینکه واقعاً بتوان به سرعت در لحظه سکانس ها را بنابر محدودیت ها، امکانات موجود و اتفاق های دیگر تغییر داد. یادم است وقتی خشایار الوند به ما ملحق شد، اولین روزی که به مشکل برخوردیم و قرار بود بنابر نبود امکانات، داستان را عوض کنیم و یکی دو سکانس را با هم جابه جا و تلفیق کنیم، بعد 10 دقیقه واقعاً مانده بود چه کند و می گفت توی زندگی ام تا حالا این کار را انجام نداده ام. اما حالا داستان را از آخر به اول هم می تواند با سرعت سرهم کند.

ژوله؛ من خودم قسمت اولی که برای «شب های برره» نوشتم متن را یک دور نوشتم، بعد پاکنویس کردم و رتوشش کردم. اما قسمت های آخری، سه تا سکانس می نوشتم مثلاً یکی 6 بود دیگری 9 و آن یکی 12. سکانس های خارجی بودند. صبح می آوردم تا می آمدند خارجی ها را بگیرند، سکانس خانه سردارخان را می نوشتم، این سکانس را که داشتند می گرفتند سکانس مربوط به خانه سالارخان را می نوشتم؛ یعنی همان طور که آنها داشتند می گرفتند، من پا به پایشان می نوشتم.

قاسم خانی؛ این بچه ها یک طرح کم رنگ دو خطی از داستان داشته باشند می توانند کل داستان را درآورند و کار گروه لنگ نماند. حالا اسمش تخصص باشد یا کف کاری، بارها تلاش کردیم دوستان نویسنده دیگر در کار بیایند که اصلاً به لحاظ قدرت قلم در کارشان شکی نیست. مثلاً من نوشته های علیرضا بذرافشان را دوست دارم. طنز قشنگی دارد، او را برای «شب های برره» آوردیم گفت که نمی تواند بدین شیوه بنویسد. سرعت و انعطاف پذیری خاصی در کار این بچه هاست. برای همین است که تعدادمان این قدر کم است، واقعاً من دوست داشتم تعدادمان 10 نفر بود و این قدر به ما فشار نمی آمد.

یعنی سرعتی ها را جمع کرده اید؟

قاسم خانی؛ سرعت در کنار کیفیت. حداکثر کیفیتی را که با این سرعت می توان داشت این بچه ها دارند.

با این حساب در آخر سریال می شود با توجه به تعداد قسمتی که هر نویسنده نوشته میزان سرعت ها را تخمین زد؟

قاسم خانی؛ می توان فهمید چه کسی پول بیشتر لازم داشته.

آقای برزگر، شما نمی خواهید حرفی بزنید؟

برزگر؛ اگر جایی لازم باشد صحبت می کنم.

می خواهید اجازه اش را از پیمان قاسم خانی بگیریم؟

برزگر؛ حرف هایشان کاملاً درست است. باید کسی اینجا بنویسد که هم سرعت داشته باشد هم کیفیت را حفظ کند.

قاسم خانی؛ شب ها بتواند بیشتر بیدار بماند.

برزگر؛ شب بتواند بیدار بماند، دو روز پشت سر هم بتواند بیدار بماند. از لحاظ جسمی بتواند دوام بیاورد از لحاظ ذهنی هم کم نیاورد.

ژوله؛ یک نوشته امکان دارد متن خوبی باشد اما در اجرا خوب درنیاید. یکسری متن ها اگر خوانده شوند امکان دارد چندان اثر جذاب و درخشانی نباشند اما در اجرا خوب درمی آیند. اینکه می دانی برای کدام بازیگر چه جور شوخی بگذاری و برای کدام یک جای بازی بیشتری لحاظ کنی، امر مهمی است. این تعامل و شناخت متقابل بین نویسندگان و بازیگران است.

قاسم خانی؛ در تکمیل حرف ژوله بگذارید مثالی از «شب های برره» بزنم. قسمت هایی که گل کرد یکی قسمت مربوط به سربازی بود و دیگری نمایش سهراب و رستم. این دو قسمت واقعاً از لحاظ تکنیک فیلمنامه نویسی چیزهای خاصی نبودند. می توانم بگویم بهترین کارهایی که ما به لحاظ تکنیکی نوشتیم در سریال «کمربندها را ببندید» بود. قسمت هایی در کارهای مهران مدیری گل می کند که بیشتر کمدی و به صورت آیتم است. آیتم هایی که با نخ کم رنگی به هم وصل است و داستان هایی که به لحاظ تکنیکی از لحاظ فیلمنامه نویسی درست پیش رفته باشند، الزاماً بهترین کارهایمان از آب درنیامده.

ژوله؛ تخصص دیگری که باید داشته باشی این است که بدانی چه چیزی در اجرا خوب از آب درمی آید. یک کار سخت دیگر که ما در مقایسه با کارهای سریالی دیگر داریم این است که آن کارها را اغلب یک نفر می نویسد ولی ما در اینجا چهار نفریم که می نویسیم. یعنی اینکه من باید بدانم محراب چه نوشته و تا کجا، این را هم اضافه کنم که هر کدام ما یک سلیقه متفاوت از دیگری داریم. مثلاً من دوست دارم متن هایم بر محور شوخی باشد، خشایار دوست دارد بر محور قصه باشد، محراب بر محور فانتزی. یعنی ممکن است در قسمت هایی که خشایار می نویسد قصه خیلی جلو برود و در قسمت من برعکس و من باید بدانم او قصه اش را کجا و چگونه تمام می کند. این بار البته به دوش پیمان بوده که این خط و ربط ها را به هم وصل کند. چهارتا نویسنده با سلیقه های مختلف قرار است همه شان یک قصه را پیش ببرند که وصل بشود به هم و این فشاری است که به پیمان قاسم خانی وارد می شود.

چطوری با این ماجرا کنار آمدید؟ شما می گویید حداقل 13 قسمت را به صورت دنباله دار نوشته ایم.

قاسم خانی؛ کار من در این سریال در واقع نوشتن نیست، کار من طراحی کردن است. تا اینجا بدین شکل بود، که قسمت ها چیده شده و قصه ها را به نویسندگان گفته ام که از کجا شروع و کجا تمام شود.

یعنی سیناپس کار هم گروهی شکل گرفته؟

قاسم خانی؛ بچه ها خودشان سیناپس ها را می آورند و با هم روی آنها حرف می زنیم. می دانم در آینده کار قرار است چه اتفاقی بیفتد. سیناپس ها را نگاه می کنم و کاستی ها و تغییراتش را می گویم، آن وقت می روند می نویسندش.

در واقع شما به عنوان سرپرست نویسندگان و طراح فیلمنامه، یک مرحله از نویسندگان جلوترید؟

قاسم خانی؛ بگوییم نیم مرحله، الان تا پانزده قسمت که داریم من خیلی مطمئن نیستم در قسمت شانزدهم قرار است دقیقاً چه اتفاقی بیفتد. ولی معمولاً این روش جواب داده و خیلی اذیت مان نکرده.

محراب شما همین طور می خواهید سکانس تان را بنویسید و در حین حضورتان در این اتاق در مصاحبه ما شخص غایب باشید.

محراب قاسم خانی؛ مثل اینکه چاره دیگری ندارم و باید بنویسم.

پیش می آید که کارگردان ناگهان چیزی را تغییر دهد یا سکانسی را کنار بگذارد؟

قاسم خانی؛ چون کارگردان همین بغل دستمان است معمولاً در رودروایسی می ماند.

ژوله؛ یک اعتماد متقابل است. البته این را همه می دانیم که اگر مهران مدیری چیزی را تغییر می دهد، اتفاقی است که معمولاً به بهتر شدن کار کمک می کند.

بحث خوب و بد بودن متن شما نیست. از این نظر می گویم که امکان دارد در ذهن کارگردان نیز در حین گرفتن کار ایده یی شکل بگیرد.

قاسم خانی؛ مدیری اگر ایده یی داشته باشد حتماً به ما می گوید. ارتباط بین ما خیلی زیاد است. اصلاً اغلب بچه ها دوست دارند بروند سکانس های خودشان را در حال گرفتن ببینند و ایده های بعدی را بگیرند. خیلی وقت ها پیش می آید که چیزهایی نوشته شود و به لحاظ امکانات و لوکیشن حذف شود و چیز دیگری جایگزین آن شود. مثلاً هوا سرد باشد و بخواهند سکانس خارجی را به داخلی تبدیل کنند. البته برخی اوقات با هم بحث می کنیم و اصرار داریم که سکانس نوشته شده عوض نشود.

ژوله؛ اغلب هم دلایل مان منطقی است ولی مدیری قانع مان می کند که آن را تغییر دهیم.

پیش آمده نخواهید کوتاه بیایید؟

قاسم خانی؛ نه دیگر. بالاخره یکی باید کوتاه بیاید تا کار ادامه پیدا کند. بیشتر وقت ها ما هستیم که کوتاه می آییم اما جاهایی که برایمان حیاتی است را از ما مضایقه نمی کند.

ژوله؛ بحث های کیفی نیست بلکه بحث های اجرایی است. برای اینکه مثلاً در سرما به عوامل فشار نیاید باید اتفاقات اینطوری بیفتد.

چه قدر امکان دارد قصه در بیرون از این اتاق تغییر کند؟

قاسم خانی؛ اصلاً. مدیری در طول این سال ها که با هم کار کرده ایم به ما اعتماد دارد. وقتی سکانسی را دارد می گیرد امکان اش است قبل و بعد آن را نداند اما چشم بسته قبولمان دارد. ما هم می دانیم که وقتی سکانسی را می نویسیم و دست او می دهیم، به بهترین نحو ساخته می شود.

ژوله؛ کمتر هم پیش می آید که حتی دیالوگی به کار اضافه کنند. با آنکه بازیگران زمان اندکی برای حفظ کردن دارند، دقیقاً همان چیزی که نوشته شده را اجرا می کنند. بالای 90 درصد وفا دارند.

قاسم خانی؛ البته یک بداهه گوی حرفه یی به نام محمدرضا هدایتی داریم که همیشه چیزهایی که می گوید به درد کار می خورد.

منظور تکیه کلام هایش است؟

قاسم خانی؛ بله.

ژوله؛ حتی برخی اوقات جای برخی دیالوگ هایش را خالی می گذاریم و مثلاً فقط می نویسیم فحش می دهد.

قاسم خانی؛ خودش می داند چه بگوید. یا مثلاً در چند برداشت ممکن است چند چیز متفاوت بگوید. تنها کسی هم که برداشت ها را می خواباند اوست. یک چیزهایی می گوید که آنقدر خنده دار است که همه زیر خنده می زنند و کات می دهند.

بیرون از مجموعه با چه محدودیت هایی روبه رو هستید. تا حالا که با آن روبه رو نشده اید؟

قاسم خانی؛ در مرحله قصه یک تغییراتی پیش آمد. اینها از آن جاهایی است که ما قانع می شویم. بحث هایی بوده که در همان مرحله انجام شده و ما نظرات شبکه را مدنظر قرار داده ایم. و اینجا دیگر مشکلی نداریم.

یعنی اینکه شبکه از کار شما یک چارچوب کلی می داند؟

قاسم خانی؛ بیشتر می داند. حتی جزییات را.

حالا اگر خواستید تغییراتی بدهید؟

قاسم خانی؛ در این موارد تغییر نمی دهیم، در همان چارچوب حرکت می کنیم. تغییرات اساسی نداریم.

و موارد دیگر؟

قاسم خانی؛ به هر حال یک بخش هم هست و ناظر کیفی که متن ها را می خواند، ناظر پخش هم هست. می دانیم از اول از چه خطوطی عبور نکنیم. شاید تغییرات در حد چند دیالوگ و حرکت باشد.

از لحاظ افکار عمومی چه؟

قاسم خانی؛ این در واقع مهمترین فاکتورمان است.

محراب قاسم خانی؛ افکار عمومی مستقیماً روی ما تاثیر نمی گذارد، روی شبکه امکان دارد تاثیر بگذارد.

اگر چیزی طرفدار نداشته باشد مثلاً یک کاراکتر، ما سعی می کنیم روی آن دقت بیشتری داشته باشیم و کمدی اش را زیادتر کنیم.

این مربوط به مخاطب است و تاثیر مثبتی که روی کار می گذارد. اما به لحاظ افکاری که از جاهای دیگر به شبکه و مجموعه فشار می آورد چی؟

ژوله؛ اصلاً پیش نیامده، اصلاً.

قاسم خانی؛ سوال خوبی بود.

ژوله؛ از همان مخاطب معمولی و مردم حرف بزنیم. من برخلاف نظر پیمان می گویم هیچ وقت نمی آییم بر اساس افکار عمومی و حرف مردم چیزی را تغییر دهیم و چون مردم از یک شخصیت بیشتر خوششان آمده آن را پررنگ تر بنویسیم. چون اگر شخصیتی بد باشد اولین کسی که می فهمد خودمان هستیم و کارگردان و بازیگران.

قاسم خانی؛ می خواهم یک چیزی را بگویم که اینجاها رسم نداریم کسی با من مخالف باشد و اگر چنین کسی پیدا شود می اندازمش بیرون.

ژوله؛ در تایید حرف پیمان...

محراب قاسم خانی؛ از قسمت چهارده به بعد اگر کسی اسمش نبود بدانید که برای مخالفتش بیرون انداخته شده.

قاسم خانی؛ بله. یعنی من همین الان اخراجش کرده ام.

ژوله؛ من در تایید حرف پیمان این مخالفت را کردم.

قاسم خانی؛ نظر مردم برای ما مهم است وروی آن تلاش می کنیم. البته برای مهران مدیری این قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار است. درصد بیشتر مخاطب چیزی است که نه شبکه شوخی می گیرد و نه خود ما. مثلاً در «شب های برره» یک شخصیتی بود که طرفدار نداشت و نقشش به تدریج حذف شد. مثلاً در «پاورچین» سه تا پیرمرد بودند توی کافه حرف های خیلی ابزورد و عجیب و غریب می زدند. آنها را به خاطر فشار افکار عمومی حذفشان کردیم. ما آنها را دوست داشتیم ولی مردم دوستشان نداشتند. چاره یی جز حذف کردنشان نبود.

ژوله؛ البته من آنجا نبودم وگرنه قبلش می گفتم که خوب نیست.

قاسم خانی؛ شخصیتی که جذاب در می آید خود ما نیز در حین کار متوجه اش می شویم. مثلاً الان قسمت اول کار پخش شده و به نظر می آید شخصیتی که رادش بازی می کند خوب از آب درآمده و دوستش داریم. در آن اوایل برنامه مان نبود که این کاراکتر این قدر برجسته باشد ولی وقتی بازی اش را دیدیم فکر کردیم باید پررنگ تر باشد.

محراب قاسم خانی؛ الان وقتی شما دارید می نویسید دوست دارید قسمتی که می نویسید جذاب تر باشد و نگاه می کنید که کدام بازیگر جذاب تر است و خودبه خود به سمت سکانس های او می روید. مثلاً سر برنامه «بدون شرح» اصلاً قرار نبود نقش فتحعلی اویسی این قدر برجسته باشد، قرار بود یکی از شخصیت های دیگر مطرح باشد که بعد آن شخصیت در ردیف پنجم و ششم نیز حساب نشد. یک جلسه تهیه کننده با ما گذاشت و گفت که نقش اصلی را قرار نیست اویسی بازی کند و آن شخصیت را پررنگ تر کنید. اما ما تمایل داشتیم به نوشتن برای اویسی که آن موقع با بازی جانداری آمده بود. سکانس هایی می نوشتم که او در آنها باشد و او خودش را به کار تحمیل کرد. خوب بازی کرد و با تلاش خودش شد شخصیت اصلی کار. به نظرم بیشتر خودمان نگاه می کنیم و متوجه می شویم که یک بازیگر زیاد نمی تواند بازی کند یا اصلاً آن شخصیت خوب طراحی نشده.

قاسم خانی؛ ولی واقعاً اگر ما در قسمت های بعدی متوجه شدیم که مثلاً رادش در نگاه بیننده ها زیاد جذاب نیست این نمی تواند بر ما بی تاثیر با
 شد.

------------------

قسمت اول این مصاحبه رو می تونید در پست قبلی بخونید




نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه 23 آذر 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ