تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - رویكرد جدید در تبلیغات تلویزیونی+ تمجید از مدیری در بانی فیلم

|-| Mehran Modiri |-|





رویكرد جدید در تبلیغات تلویزیونی+ تمجید از مدیری در بانی فیلم
چهارشنبه 27 دی 1385

ایلنا- مجموعه طنز باغ مظفر با قالبی متفاوت از مجموعه‌‏های گذشته كه توسط"مهران مدیری" كارگردانی شده است بیش از یك ماه است كه از طریق گیرنده‌‏های شبكه سوم و شبكه جهانی جام جم لحاظ خوش و مفرحی را برای مردم داخل كشور و دیگر هم وطنانمان در اقصی نقاط جهان فراهم ساخته است.
این مجموعه به لحاظ جنس فاصله گذاری‌‏هایی كه از طریق راوی داستان یعنی مهران مدیری ایجاد شده و همچنین خط داستانی كه از آن برخوردار است طبق نظر سنجی های انجام گرفته بسیار موفق ظاهر شده است و موجبات انبساط خاطر بینندگان را فراهم ساخته است.
اما باغ مظفر نیز مانند دیگر آثار پر بیننده با حواشی‌‏ها و حرف و حدیث‌‏های بسیاری همراه بوده است كه برای آگاهی و اطلاع از چند و چون آنها یكی از تهیه كنندگان مجموعه گفتگویی را انجام داده‌‏ایم .
"حمید آقا گلیان" - یكی از تهیه كنندگان این مجموعه طنز در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ایلنا، در رابطه با جنس متفاوت تبلیغات ارائه شده در مجموعه باغ مظفر مخاطب با این رویكرد تصریح كرد: تبلیغات صورت گرفته در مجموعه باغ مظفر روش متداولی بود كه براساس تبلیغات درون برنامه‌‏ای سازمان صدا و سیما اجرا شد ؛ این در حالی است كه تبلیغات مورد استفاده در این مجموعه تلویزیونی در جهت خط داستان و به صورت نامحسوس ارایه شد و به هیچ وجه بر مخاطب تحمیل نشد .
گلیان با بیان این كه در باغ مظفر با شما شوخی می‌‏شود اما فضای طنز داستان به هیچ وجه به سوی هجو پیش نمی‌‏رود ، گفت: علاوه برنظر سنجی های اعلام شده در خصوص میزان موفقیت این سریال طنز،‌‏دیدگاه صاحبان كالاهای كه محصولاتشان در باغ مظفر معرفی می‌‏شود نیز حتی پس از مطالب طنزی كه در رابطه با كالاهایشان مطرح می‌‏شود نظر مثبتی نسبت به آن داشتند.
وی با بیان این كه تا به امروز حتی یك دیدگاه منفی نیز در رابطه با این مجموعه به وجود نیامده است یاد آور شد: عوامل برنامه برای اولین بار به صورت كاملا درون برنامه‌‏ای حركت كردند و تماما در خدمت خط فكری داستان بودند.
آقاگلیان در رابطه با امكان تاثیر گذاری بیماری مهران مدیری به توقف تولید باغ مظفر به عنوان كارگردان مجموعه گفت: مدیری به علت عارضه‌‏ای كه از ناحیه كمر با آن روبروست امكان حضور در قسمت‌‏های باقی مانده را نداشت و به علت آن كه وی علاوه بر كارگردانی مجموعه نقش اول را نیز بازی می‌‏كند شاید تهیه و تولید مجموعه باغ مظفر متوقف می‌‏شد اما نهایتا با داستان‌‏های تیم نویسندگان مجموعه و همت مشخص مدیری می‌‏توانیم به سلامت به فعالیت خود ادامه دهیم .
وی خاطرنشان كرد: این مسئله را اطمینان می دهم كه در صورت ادامه بیماری " مدیری " تولید مجموعه باغ مظفر را با كارگردان دیگری دنبال نمی‌‏كردیم و به رسم چندین ساله خود با تولید مجموعه‌‏های طنز پاورچین، نقطه چین، جایزه بزرگ و شبهای برره با همراهی مدیری ادامه می‌‏دادیم و در صورت حاد شدن بیماری وی ، كار را متوقف كردیم .
تهیه كننده مجموعه باغ مظفر با عنوان این مطلب كه سرمایه گذاری بر روی این مجموعه به واسطه خط داستانی ‌‏آن بود افزود: سریال باغ مظفر در كنار كارگردانی موفق مدیری از بهترین گروه نویسندگان كشور در ژانر كمدی برخوردار است و به همین سبب از ابتدا تكلیف خود را در میزان استقبال افكار عمومی جامعه از ‌‏آن می‌‏دانست اما در هر صورت به جهت سریالی بودن داستان با برخی ابهامات مواجه بود .


وی یاد آور شد: در مجموعه‌‏های آیتمی گذشته در قسمت‌‏های اول به معرفی شخصیت‌‏های مجموعه می‌‏پرداختیم ، علاوه بر این به جهت مستقل بودن آیتم‌‏ها، در نگارش منتها از سرعت بیشتری برخوردار بودیم درصورتی كه در رابطه با مجموعه باغ مظفر ریسك بسیار زیادی به واسطه روتین بودن مجموعه وجود داشت كه خوشبختانه براساس آمار و ارقام منتشر شده بیندگان دیدگاه مثبتی سبت به این تغییرات داشتند.

--------------------------------------------

اینم نقد مثبت و تمجید از مدیری در بانی فیلم

ساعاتی خوش در شبهای تالادیگا
<باغ مظفر> و فرصتكی برای خندیدن‌
بهنام درزی‌بورخانی‌

 
پیش‌ترها خنداندن مخاطب در زمره مشاغل سخت رده‌بندی می‌شد اما گیشه داغ آثار كمیك یخی كمك كرد این فرضیه منطق‌تبار، تقریباً بی‌آبرو شود. می‌توان در یك ریشه‌یابی جامعه‌شناسانه ادعا كرد كه با توجه به تغییر ماهیت روابط انسان‌ها از عاطفی به اقتصادی، انسان‌ها در كمین فرصتكی هستند تا تلنبار احساسات را بروز دهند و ناگزیند برای خندیدن و گریستن، بزرگ‌منشی كرده و به سیاق سابق سختگیری نكنند. به همین دلیل است كه رفتارهای عاطفی مردم به اندازه گذشته، اصیل نیست و كم‌رمق شده است. این مقدمه را به این علت آورده‌ایم كه مقیاس محك كیفی مجموعه <باغ مظفر> را فركانس پرشدت قهقهه‌هایمان به حساب نیاوریم؛ هنوز یادمان هست خیلی‌ها هنگام پخش ملودرام هر شبی <نرگس> سخاوتمندانه اشك می‌ریختند.
مردی برای تمامی فصول نیامده!
مهران مدیری در جایگاه یك مجموعه‌ساز موفق و یك چهره تلویزیونی خلاق، پس از یك دهه حضور كامیابانه در تلویزیون، به امتیازاتی ممتاز نائل آمد. این امتیازات خاص كه برشمرده خواهد شد، هرچند راحت به دست نیامد اما به او كمك می‌كند راحت‌تر و موفق‌تر از دیگران به كار مجموعه‌سازی بپردازد:
1-استقبال همه‌جانبه از مجموعه‌های گذشته او مانند <پاورچین>، <نقطه‌چین> و به‌خصوص <شب‌های برره>، پسوند <موفق> را به نامش ضمیمه كرده است. یعنی به این شكل می‌توان گفت: قبل از شروع هر مجموعه جدید  فی‌المثل <باغ مظفر> - او در رقابت با سایرین، یك گل پیش است.
2-مهران مدیری ثابت كرده است توانایی عبور از دو دشمن همیشگی آثار طنز را دارد: الف- عنصر اصلی طنز، اغراق است، اما همین عنصر می‌تواند در صورت غفلت، اثری را غرق كند. مدیری در مجموعه‌هایش اغراق در اغراق نمی‌كند. ب- اصرار در تكرار یك مفهوم كمدی كسی را نمی‌خنداند. هرگاه او در مجموعه‌هایش به تكرار نزدیك می‌شود، سریعاً با تزریق نیروی انسانی جدید، زمزمه‌های اعتراض را به مرخصی می‌فرستد. پس صفر دو به نفع مدیری!
1-همكاران او از فكر تا فیلم، مجموعه به مجموعه حرفه‌ای‌تر شده‌اند. چه نویسندگان و چه عناصر فكری، چه عوامل فنی و بازیگری. ضمن این كه دامنه دانش عناصر نویسنده باغ مظفر برخلاف مجموعه‌هایی كه برای ندیدن و نخندیدن ساخته می‌شود آنقدر هست كه هر علمی را قلقلك دهد. پس صفر سه به نفع؟1
1-در بسیاری از بحث‌ها و نقدهای مثبتی كه پیرامون دلایل اقبال عامه به اثری شنیده و خوانده می‌شود چنین ساطع می‌شود: سازنده اثر با شناخت رگ خواب مردم و سلیقه‌های آنان به چنان توفیقی دست یافته است، اما درباره مهران مدیری باید نوعی دگر سخن راند و نظر پراند: مهران مدیری نشان داده است كه خود را در حصار سلایق عامه به بند نمی‌كشد بلكه با بهره‌جویی از خلاقیت تحسین‌برانگیزش،  سلایق جدیدی را در قالب مجموعه‌ای قابل و شیك خلق كرده و روانه جامعه می‌كند. او این بخت را یافته است كه فراگیرترین و مؤثرترین رسانه جمعی، آن هم شبانه‌شب، تریبون خطابه پرمخاطبش خطاب گیرد. به عاداتی كه مجموعه‌های پیشین او به جامعه تزریق كرده است بیاندیشید و دیالوگ‌های اپیدمیك آنان را به یاد بیاورید. (اصلاً به خوب یا بد بودن آن موارد كاری نیست چون سلیقه‌ها، لایه‌های رویی و بیرونی فرهنگ‌ها هستند و در برابر خطراتی چون زمان، نیمه‌عمر كوتاهی می‌یابند). كارگاه مدسازی رفتاری مدیری نشانگر مزیت او در قبال رقبایی است كه رگ خواب تلویزیونی جامعه را می‌دانند و می‌یابند؛ آنان جامعه همزمان خود را می‌شناند اما مدیری جامعه را با خود به روزهای پیش رو می‌برد. آنان مطابق با خواسته‌های مردم پیش می‌روند در حالی كه مردم مطابق با خواسته‌های مدیری می‌گویند و می‌خندند و ...
استعمار مؤلف: سندروم دو پادشاه در یك اقلیم‌
مجموعه <باغ مظفر> خیلی سریعتر از كارهای پیشین مدیری به یك نیاز بصری در مردم تبدیل شده است. پس می‌توان در یك پیشگویی دو دوتا چهارتای نوستر آداموسانه، مجموعه بعدی كاپرفیلد  ببخشید؛ مدیری  را پذیرفتنی‌تر و سرعت پذیرش آن را بیشتر دانست! مانند عموم مجموع‌های موسوم به نودشبی، لایه‌برداری فراگیری از اقشار جامعه در باغ مظفر انجام شده است و شخصیت‌های گوناگون در جهت باورپذیری منطقی‌تر، عمدتاً‌ خاكستری خلق شده‌اند. نقطه ثقل مجموعه، كاراكتری است با نام<مظفرخان> با بازی خود مهران مدیری یكی از شناسه‌های ثابت آثار مدیری، در مركزیت قرار داشتن نقش‌هایی است كه خود او به آنها جان می‌دهد. این مركزیت هم مركزیت توجه و علاقه مخاطبان را شامل می‌شود و هم مركزیت خواص نقش اعم از میزان تأثیرگذاری آن نقش، میزان زمانی اختصاص‌یافته برای آن نقش و حتی میزان <تو چقدر خوبی> آن نقش را دربر می‌گیرد. نكته‌ای كه دوست دارم حتماً بی‌سر و صدا و بدون جلب توجه مشترك مورد نظر، به آن نگرش كاراگاهی یا پارانوییدی داشته باشید مسئله <استعمار> در این مجموعه است. به این نوع استعمار پست‌مدرن، <استعمار مؤلف> می‌گویند؛ كارفرمایان خلاق، در نتیجه عادت به فوكوس شدن لنزهای توجه، در هنگام افزایش محبوبیت یكی از مخلوقات فكری، سریعاً واكنش نشان داده و زمان بیشتری را به آرایش و نمایش خود اختصاص می‌دهند و اما نمونه تاریخی آن؛ مهران مدیری در مجموعه‌های پیشین و در میانه راه تولیدشان به چنین استعماری دست زده بود؛ جواد رضویان در پاورچین، رضا شفیعی‌جم در نقطه‌چین و در نهایت سیامك انصاری در شبهای برره از قربانیان این استعمار بوده‌اند. هرگاه محبوبیت پرسوناژ‌هایی چون كیانوش استقرارزاده، بامشاد و ... از حد مجاز عبور می‌كرد در یك خودخواهی عاقلانه از سوی مهران مدیری، آنان چند روزی به شهر می‌رفتند یا در كارهای مقدم‌تر مثل نقطه‌چین، از شهر می‌رفتند. البته این كار هیچگاه به كاهش محبوبیت مجموعه نمی‌انجامید، یعنی مدیری آنقدر باهوش بوده است كه از ترس مرگ به خودكشی دست نزند. یكی از محاسن كمتر توجه شده این رویكرد (یعنی حذف موقت فرد مورد توجه در مجموعه بدون كاهش موقت توجه افراد به مجموعه) این است كه بعد از پایان آثار این فعل و انفعال، مخاطب به این نتیجه می‌رسید محبوبیت این آثار در گرو عنصر ثابت همه این مجموعه‌ها یعنی پدرخوانده دوست‌داشتنی مجموعه‌های طنز مهران مدیری است. چنین عملیات ظریف و در هر صورت ستودنی مطمئناً به تنهایی انجام نمی‌یافت، بلكه پیمان قاسم‌خانی، سرپرست نویسندگان مجموعه‌های یادشده كه به نوعی <عبید زاكانی> قرن چهاردهم هجری شمسی است در حكم دستیاری توانا عمل كرده است. می‌توان پیشاپیش چنین قلقلكی را برای پرسوناژ <بردبار> تصور كرد. قلقلكی مثل مسافرت او به بهرام‌آباد و ... كه مثل سابق او را نمی‌خنداند البته...
نادر سلیمانی كه بعد از روزهای خوش كاری‌اش در مجموعه <ساعت خوش> كمتر دیده شد، توانمند‌ی‌های بسیار بالایش را در ایفای یك تازه به دوران رسیده خوش‌خیال و خوشا براحوال، در مجموعه <باغ مظفر> به عرصه آورده است و به تماشایش نشسته‌ایم.
یكی از جمله عناصر ثابت مجموعه‌های مهران مدیری، وجود عنصر بادمجان دورقاب‌چین است. نصرا... رادش با گریمی متفاوت، رل حیف‌‌نان را آنقدر كمیك و توانمند اجرا كرده است كه بابت سالهای از دست رفته‌اش بتوان به افسوس نشست. میمیك پرتحركی كه رادش از خود بروز می‌دهد، بر سختی كارش و در نتیجه بر ایفای مطلوب‌تر نقشش به مثابه شمشیر دولبه‌ای افزوده و انجامیده است: این بادمجان دورقاب‌چین به میرزاقاسمی تبدیل شده است! در كنار افرادی كه نام برده شد، سه پرسوناژ دیگر در حلقه اصلی‌تر‌ها قرار می‌گیرند: منصورخان (هدایتی)، كامران (انصاری) و از حالا به بعد قل‌مراد (شفیعی‌‌جم).
محمدرضا هدایتی كه ثابت كرده است فعلاً تكنیكی‌ترین بازیگر ایران در بازی با زبان است، فیلم <شام عروسی> و زبان ابداعی او را كه می‌توان نام زبان <فارتالیایی> را درشكل تلفیقی فارسی و ایتالیایی بر آن نهاد را به خاطر بیاورید یا لهجه خاص و خزعبلات فولكوریكش را در <شبهای برره> به خاطر آورید.
در اینجا هم چنین توانایی بدیعی را در قالب زبان باستانی قلهك (حالا!)؟ نگفتنی‌های زابلی و فارسی به صورت سوسپانسیون افترا در قالب پسرعموی آلزایمری ارائه می‌دهد: از آن نوع آلزایمر انتخابی منفعت‌طلبانه كه گهگاهی گوشهایش هم مانند فیلتر نیمه‌تراوا، هرچه به كامش نباشد نه می‌شنود و نه به یاد می‌آورد. كامران‌خان با بازی سیامك انصاری هرچند مانند اكثر بازیگران مجموعه، بازی باكیفیتی را ارائه می‌دهد اما در قالب <شوهر بی‌جذبه> در حال كلیشه شدن است؛ بهتر است یكی این شوهر پاستوریزه را نجات دهد.
شفیعی‌جم از آن استعدادهای خوب دیده نشده مدیوم سینما و خوب دیده شده مدیوم تلویزیون است. اگر شناختی كه مدیری از كارآگاه درك مجموعه <ساعت خوش> و نقاط قدرتش دارد را كسی در سینما داشت یا حداقل خودش اندكی وسواس به خرج می‌داد تا اسیر وسوسه امثال <زن بدلی> نمی‌شد، راه پرزحمت پیشرفت اینقدر صعب‌العبور نمی‌گشت نقاط قوت مجموعه در بازیهای برتر نقش‌آفرینان خلاصه نمی‌شود. ایده بكر و نویسندگان خوشفكر و صحنه‌آرایی قابل ذكر. از عوامل امید پرامید مخاطب به روزهای همچنان خوش اكیپ باغ مظفر است و صدالبته نقاط ضعفی هم در هر كاری نفوذ می‌كند. بالاخص در مجموعه‌های هر شبی با التفات به سرعت بالای تولید و فاصله نزدیك زمان ساخت و پخش، این نقاط در حكم هكر عمل می‌كنند هرچند استفاده از راوی كاری امتحان پس‌داده شده در تلویزیون‌های قدرتمند و مجموعه‌هایشان است اما این فكر خوب می‌رود كه به علت استفاده مكرر به مجموعه ضربه وارد كند.
نوع دادن پیام‌های شیلاتی و توانیری به صورت مستقیم كاری بسیار ستودنی است و در واقع هجو نصیحت كردن است. كاری كه سازنده و بیننده كارهای دیگر تلویزیون از جمله من و شما و بوی خوش زندگی عاشق آنیم: عشق نصیحت‌های مستقیم، بی آن كه به تأثیر معكوس آن بیاندیشیم اما این هجو بجا كه دقیقاً مكانش در كارهای طنز است و نه مجموعه‌های جدی مثل آن مجموعه ناخوشایند مناسبتی (بوی خوش زندگی) اما زیاده‌روی در این كار یك نوع <لج در هجو> است و غیرضروری. شاید برای بستن قلمدان نقد بهتر است به وفور به كالاهای تبلیغاتی و تبلیغات كالاها اشاره كرد. اگر برای حل كردن این نوع درآمدزایی در بطن میزانسن فكری شود (این عناصر نان‌آور به خورد صحنه داده شود نه این كه صحنه را ببلعد). كسی مخالف این آب باریكه نیست.
مردی كه در قله لم داده است!
رسیدن به نقطه اوج، هنری است قابل تقدیر اما سال‌ها در اوج ماندن، مشخصه هنرمندانی است كه در كشاكش نسیان زمان، نه‌تنها فراموش نمی‌شوند بلكه در كنج دنج حافظه، خاطره می‌شوند.
مهران مدیری از آن خاطره‌سازانی ماندگار است كه می‌توان گفت: <خدایش بغل كرده است>.



نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه 27 دی 1385 و ساعت 10:01 ق.ظ