تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - گزارش پشت صحنه باغ مظفر+مطلبی تحلیلی

|-| Mehran Modiri |-|





گزارش پشت صحنه باغ مظفر+مطلبی تحلیلی
یکشنبه 8 بهمن 1385
 گزارش خیلی خوبیه بخونیدش:
گزارش اختصاصی PCNEWS.IR با پشت صحنه باغ مظفر
سریال باغ مظفر روزهای پایانی ضبط و پخش خود را از شبكه سوم سیما سپری می‌كند.
برنامه‌ای كه از ابتدا حتی پیش از شروع پخش از تلویزیون مثل چند كار اخیر مهران مدیری مورد توجه قرار گرفت و نگاه‌های مثبت و منفی به آن قبل از آغازش در محافل عمومی و خصوصی شكل گرفته و شایعات درباره آن كوچه و خیابان را پر كرد حالا در واپسین قسمت‌های خود تبدیل به پرمخاطب‌ترین سریال شبانه سیمای جمهوری اسلامی ایران شده و یك بار دیگر مدیری و همكارانش را خسته اما خشنود به خانه‌هایشان می‌فرستد و بیننده‌های تلویزیون را منتظر می‌گذارد تا احتمالا سال آینده بیننده كار دیگری از این گروه باشند. وقتی وارد باغ بزرگ و مشجر مظفر در حوالی قلهك شدم قسمت سی‌وپنجم سریال در حال تصویربرداری بود. هیچ سوالی از قبل آماده نكرده بودم اما میل غافلگیر شدن و غافلگیر كردن به شدت وسوسه‌ام می‌كرد.

اهمیت مهران مدیری بودن
همه راه‌ها در باغ مظفر به خان والا ختم می‌شود. به نظر می‌رسد جملگی عوامل احترامش را دارند. برخی او را مهران، برخی آقای مدیری و بعضی‌ها آقا صدایش می‌كنند.
آنها كه تجربه‌ای اندك از حضور در گروه‌های فیلمبرداری دارند به طور قطع با دیدن مدیری در پشت صحنه كارهایش اگر هیچ ویژگی او را ندیده یا بهتر بگوییم نخواهند ببینند، انرژی قابل تحسینش را ستایش خواهند كرد. با همه، رابطه خوبی دارد. كوچك‌ترها را به اسم كوچك صدا می‌كند و برای صدا زدن مسن‌ترهایی مثل یدالله بشك نورپرداز كار، یك آقا به اول اسم فامیلشان اضافه می‌كند.
جذابیت‌های این پدیده تلویزیون ایران بر هیچ‌كس پوشیده نیست اما به نظر، آنچه مهران مدیری را فردی موفق در پشت و جلو دوربین‌های تلویزیون كرده موهای جوگندمی، چهره فتوژنیك، صدای گیرا یا قابلیت‌های نمایشی او نیست یا اگر همه اینها هست چیزی بیش و پیش از اینها بوده. شاید با یك‌بار دیدار (راستی مدیری فیلمی به اسم دیدار بازی كرده) نشود با قاطعیت گفت اما چون خیلی از نزدیكانش هم گفته‌اند، گفتنش خیلی بیراه رفتن نیست؛ او بسیار آرام و خوش‌خلق رفتار می‌كند. این نكته، مهره مار مدیری را قیمتی‌تر كرده است.
محمدرضا هدایتی بازیگر نقش منصورخان این موضوع را تایید می‌كند: آقای مدیری قابلیت‌های فراوانی دارد اما بیشتر از هر چیز فكر می‌كنم آرامش او افرادی مثل من را به همكاری با او تشویق می‌كند. من حتی یك‌بار هم یادم نیست كه آقای مدیری سر صحنه با كسی بلند حرف زده باشد.
خان والا در پشت صحنه حتی با مهمانان هم سر سازگاری دارد. پس از تصویربرداری یك پلان خسته‌كننده و تعویض دكوپاژ، هنگامی كه تالار اصلی خانه مظفرخان را برای چند دقیقه و به منظور مشورت با نویسندگان ترك می‌كند، لحظه‌ای باز می‌گردد و خطاب به دستیارش علی لك‌پوریان می‌گوید: علی جان توی این صحنه كل سالن را می‌خواهیم. و با دست به فضای مورد نظرش اشاره می‌كند. این یعنی كه لطفا افراد پرشمار و مهمانان برنامه كه در سالن تجمع كرده‌اند به نقطه‌ای دیگر بروند یا اینكه: سالن را خالی كنید! بدون آنكه حتی ذره‌ای به كسی بربخورد و بهانه‌ای دست منتقدان نه چندان منصف مدیری بیفتد، خان والا به آنچه می‌خواهد، می‌رسد و سالن برای تصویربرداری بخش دیگری از قسمت سی‌وپنجم باغ مظفر خالی می‌شود.
آنها از چه می‌ترسند؟
وفا ملك‌زاده، مدیر روابط عمومی سریال هر از چندی جلو می‌آید و می‌پرسد: موفق شدید با كسی مصاحبه كنید؟ و جواب می‌دهم: هنوز دیر نشده. او از ابتدا شرط كرده بود كه برای مصاحبه سراغ مدیری نروم. بقیه هم اختیار با خودشان است. از جمع كسانی كه در آنجا حضور داشتند قبلا فقط نصرالله رادش را در نمایشگاه مطبوعات سال قبل و سیامك انصاری و علی لك‌پوریان را هم چند بار در كافه 78 از نزدیك دیده بودم و با مابقی هیچ آشنایی نداشتم. خبرنگار دیگری هم كه آمده بود دایم روی اعصابم قدم می‌زد كه: چه خبرنگار بی‌آزاری هستی!
بالاخره رضا شفیعی‌جم، بازیگر نقش قل‌مراد را گوشه‌ای گیر می‌آورم.
آقای شفیعی‌جم پنج دقیقه وقت دارید؟
- من اصلا مصاحبه نمی‌كنم.
- كی حرف از مصاحبه زد؟
- پس چی؟
- یك گفت‌وگوی متفاوت.
- نه، حرفی برای گفتن ندارم.
- مشهور می‌شی‌ها!
- نه ... [چند قدم فاصله می‌گیرد] حالا از كدوم مجله هستی؟
- از سایت اطلاع رسانی PCNEWS.IR
-PCNEWS.IR چه ربطی به هنر داره؟
- من كه گفتم یك گفت‌وگوی متفاوته!
- نه!
- هر جور میل دارید.
رادش هم برای مصاحبه پا نمی‌دهد. با آن یكی خبرنگار چانه می‌زند كه بی‌خیال او شود.
دیگر به التماس افتاده و می‌گوید: پس بذار این سكانس تموم بشه، بعد می‌خوام برم لم بدم، اون موقع در خدمتم. بعد هم می‌رود و تا آخر وقتی كه من آنجا بودم ندیدم كه مصاحبه كند. چند نفر دیگری هم مثل پیمان قاسم‌خانی، سحر جعفری جوزانی، شقایق دهقان و بهنوش بختیاری سریع از این اتاق به آن اتاق می‌شوند و از دسترس خبرنگاران دور می‌مانند.

گزارش اختصاصی PCNEWS.IR با پشت صحنه باغ مظفر


از ملك‌زاده دلیل این اتفاق را می‌پرسم: خاطره بدی در ذهن دارند. البته این موضوع ربطی به این سریال ندارد چون از اول این سریال همه آفیش‌های خبرنگاران با برنامه‌ریزی قبلی صورت گرفته است و انصافا خبرنگاران هم به اعتماد عوامل سریال پاسخ داده‌اند اما اگر شخصی از عوامل را می‌بینید كه تمایلی به مصاحبه ندارد به خاطر خاطره‌های نه چندان خوبی است كه از مصاحبه‌های قبلی‌شان دارند.
با یك چانه‌زنی ساده در یكی از همان رفت‌وآمدهای سریع بازیگران موفق می‌شوم از بهنوش بختیاری، ایفاگر نقش شیدا شیان وقت مصاحبه بگیرم. او هم ابتدا به گفت‌وگو تمایلی نشان نمی‌دهد اما خاطرش را جمع می‌كنم كه هر طور كه می‌گوید، می‌نویسم.
خانم بختیاری خبرنگاران شما را اذیت می‌كنند؟
- خیلی (می‌خندد)
آخه می‌بینم همكاراتون خیلی به مصاحبه كردن علاقه نشون نمی‌دهند.
- دلیلش خاطره بدیه كه از مصاحبه‌های قبلی در ذهن دارند. من خودم، باور كنید دیگه هیچ میلی به مصاحبه كردن ندارم. چون بارها شده خبرنگاران با هزار ترفند و خواهش مصاحبه می‌كنند بعد كه مصاحبه چاپ می‌شه، می‌بینیم زمین تا آسمون با گفته‌های ما فرق می‌كنه، یه جورایی از اعتماد ما سوء‌استفاده می‌كنن.
ولی من قول می‌دهم عین صحبتای خودتونو بنویسم.
- (با خنده) نه... حالا شما كه بهتون نمیاد از اون كارا بكنید!
خیلی ممنون.
حالا وقتش است
قول مصاحبه را با محمدرضا هدایتی و بهنوش بختیاری می‌گیرم منتها من هم قول دادم تا پایان تصویربرداری كاری به كارشان نداشته باشم. قرار است گروه سرودی از بازیگران تشكیل شده و كالایی را تبلیغ كنند. دیگه هدر نمی‌ره سرمایه‌های ملی.... سیامك انصاری خنده‌اش می‌گیرد. بارها التماس می‌كند كه برای تك‌خوانی اول روی او حساب نكنند. بعد از سه چهار برداشت به این نتیجه می‌رسند كه جای انصاری را با رادش عوض كنند. او و بعد شفیعی‌جم و هدایتی هم با نوع خواندنشان جماعت پشت‌صحنه را از خنده روده‌بر می‌كنند. بعد از چند برداشت و كلی قهقهه موفق می‌شوند پلان را بگیرند. حالا وقتش است كه بختیاری و هدایتی به وعده‌شان عمل كنند.
از سفر برگشتم
چند مورد در كارهای اخیر مدیری تبدیل به تابو شده‌اند. اینكه جواد رضویان اسمش در تیتراژ بیاید و خودش تا آخر سریال سروكله‌اش پیدا نشود یا بهنوش بختیاری و رضا شفیعی‌جم از میانه‌های پخش سریال به جمع اضافه شوند از این دست است.
بهنوش بختیاری به جز بازیگری، در پشت صحنه هم تجربه كار سینمایی دارد. او حتی با كارگردان مشهور و بزرگی چون داریوش مهرجویی هم سابقه همكاری دارد. از او درباره تفاوت‌های كار در سینمای جدی با سریال‌های روتین تلویزیونی در قالب طنز می‌پرسم: البته من بیشتر تجربه‌های سینمایی‌ام در پشت صحنه بوده اما تفاوت این دو دسته از كار بسیار زیاد است. كار سینمایی متن تثبیت شده و دكوپاژ از قبل تعیین شده دارد اما در كارهای روتین تلویزیونی همه چیز در لحظه اتفاق می‌افتد. به لحاظ فنی هم طبیعتا كارهای جدی سینمایی در سطح بالاتری قرار دارند.
اما گفت‌وگو با بختیاری فرصت خوبی است برای اینكه از شخصیت‌های زن كارهای مدیری بپرسم، اینكه چرا امثال شیدا شیان اینقدر، دیگر شخصیت‌ها را اذیت می‌كنند: در كارهای آقای مدیری اذیت كردن بخشی از وجود زن‌هاست، خیلی یكدست و سفید و مطلق نیستند. همین! چیز بیشتری نمی‌گوید، فقط كمی خنده چاشنی پاسخ می‌كند كه خیلی جدی نگیریم.
موضوع دیگری كه درباره‌اش از بختیاری می‌پرسم همان حضورش از میانه‌های پخش كارهای مدیری است، او می‌گوید: در شب‌های برره كه از قبل قرار بود قصه پیش برود و بعد من وارد بشوم. یعنی قرار بود یكسری جریان‌های عاشقانه و عاطفی اتفاق بیفتد بعد لیلون وارد داستان بشود اما در باغ مظفر از اول قرار نبود من حضور داشته باشم و خیلی برای خودم غیرمترقبه بود. من در سفر بودم كه تماس گرفتند و گفتند باید بیایم سر صحنه و من قبول كردم.
وی در مورد دلایل همكاری‌اش با مهران مدیری و گروه همكارانش می‌گوید: موضوع دستمزد نیست. دستمزدهای این برنامه‌ها هم مثل بقیه جاهاست. دلیل اصلی همكاری من این است كه به طور كلی كارهای آقای مدیری را دوست دارم. حالا چه بازیگرش باشم چه نباشم. مخاطب كارهای او هستم و می‌دانم كه طنز را خوب می‌شناسد و از مخاطبان خودش شناخت دارد به همین دلیل كارهایش پربیننده است.
بختیاری خودش بیننده پروپا قرص باغ مظفر هم هست. او بین بازیگر باغ مظفر و بیننده آن بودن، تفاوت‌هایی قایل است، می‌گوید: بازیگر باغ مظفر با خستگی، لذت و ضرب‌الاجل بودن كار همراه است اما بیننده پای تلویزیون می‌نشیند و خستگی رفع می‌كند. به عبارتی فقط لذت می‌برد.
آن ملق‌ها را من نزدم!
گفت‌وگو با منصورخان باغ مظفر با چند جمله ساده شروع می‌شود. محمدرضا هدایتی با لباس مخصوصش بیرون ساختمان دقایقی وقتش را به من می‌دهد.
آقای هدایتی سردتون نیس؟
- نه... خوبه.
ملق‌هایی كه منصورخان بعد از ازدواج با شیدا در حیاط می‌زد كار خودتون بود؟
- نه، بدلكار آورده بودند.
او گریم سنگینی را هم تحمل می‌كند. از حق نباید گذشت حضور او به كارهای مدیری رنگ‌وبویی دیگر می‌دهد. وی موفقیت باغ مظفر را تا حدودی مدیون كارهای قبلی گروه مانند شب‌های برره و پاورچین می‌داند. هدایتی می‌گوید: رد نمی‌كنم كه باغ‌مظفر بخشی از موفقیتش را مدیون شب‌های برره است اما باید قبل از آن ببینیم كه موفقیت برره هم به موفقیت كارهای قبلی خود مثل پاورچین وابسته است كه پیشینه برره را ساختند. مردم به كارهای جدید گروه به واسطه موفقیت كارهای قبلی اعتماد می‌كنند و آقای مدیری هم تلاش می‌كند تا از كارهای قبلی خود با كارهای جدیدتر دفاع كند.
حضور مداوم برخی چهره‌ها در كارهای مهران مدیری این شائبه را ایجاد می‌كند كه نقش‌ها بر اساس قابلیت‌های بازیگران تقریبا ثابت این برنامه‌ها نوشته می‌شود. هدایتی به این شائبه این‌گونه پاسخ می‌دهد: اینطور نیست. اول نقش‌ها نوشته می‌شود بعد آقای مدیری بر اساس نقش‌ها بازیگر انتخاب می‌كند. من خودم بجز منصور به نقش حیف‌نون و جمشید هم علاقه داشتم اما احساس می‌كنم در باغ مظفر هر كس سر جای خودش قرار گرفته است.
شاید خیلی‌ها بدانند كه هدایتی اهل زابل است و خیلی‌ها هم حدس زده باشند كه در اجرای نقش‌هایش چقدر لهجه آن سامان به كار وی آمده. خود او در این باره می‌گوید: در پاورچین، نقطه‌چین و شب‌های برره شناخت از لهجه زادگاهم خیلی به كمكم آمده است اما در باغ مظفر یك لهجه من‌درآوردی دارم كه تاكنون نه جایی دیده و نه جایی شنیده بودم اما قبول دارم كه تا‌حدودی شبیه لهجه مردم خراسان جنوبی است.
تبلیغ به سبك مدیری
منتقدان مدیری این بار سوژه جدیدی را برای ایراد گرفتن از كارهای او یافته‌اند. موضوعی كه البته پرداختن و نقد آن بر خلاف بسیاری دیگر از نقدهای غیرمنصفانه به او و كارهایش خیلی هم غیرمنصفانه نبوده بلكه صحیح و بجاست.
بینندگان باغ مظفر هر شب ناچارند در خلال داستان حجم گسترده تبلیغات حامیان مالی سریال را تحمل كنند كه این موضوع لطمه‌ای جدی به این سریال وارد ساخته است.
ملك‌زاده می‌خواهد در گزارش نامی از اسپانسرها نیاورم. من هم تضمین می‌دهم اشاره مستقیم نكنم. بهنوش بختیاری در این باره می‌گوید: واقعیتش حجم زیاد تبلیغات بین كار، بازیگران را هم اذیت می‌كند. اما ما ماموریم و معذور.
هدایتی اما چیز دیگری می‌گوید. او در پاسخ به این سوال كه آیا درست است كل هزینه‌های سریال از طریق این تبلیغات تامین می‌شود و صداوسیما برای آن هزینه نمی‌كند، می‌گوید: خب این موضوع صحت دارد. كارهایی مثل باغ مظفر خیلی پرخرج هستند و به اسپانسر نیاز شدید دارند اما خلاقیتی كه آقای مدیری به خرج داده این است كه این تبلیغات را هم با رویكردی طنز ارایه می‌دهد كه به نظر من موفق هم بوده است.
راستی اینجا چقدر هوا سرد است‌
دیگر كاری در باغ مظفر ندارم. با خانم ملك‌زاده گپ كوتاهی می‌زنم و به خاطر برنامه‌ریزی دقیقش در حضور من سر صحنه تصویربرداری باغ مظفر از او تشكر می‌كنم. او هم می‌گوید كه این بار رابطه بسیار خوبی بین عوامل سریال و خبرنگاران بوده و از همه آنان تشكر می‌كند. وقت خداحافظی و نزدیك در خروجی سیامك انصاری با عجله از كمپ بازیگران خارج شده و به سمت اندرونی می‌رود. خسته نباشید می‌گویم و او هم به گرمی پاسخ می‌دهد. از در باغ مظفر كه خارج می‌شوم تازه احساس می‌كنم هوا چقدر سرد است. داخل كه بودم شاید گرما و جنب‌وجوش عوامل، جلو احساس سرما را گرفته بود. بیرون به نگاه‌های دقیق مدیری فكر می‌كنم كه چند بار در حال كار چشم به چشم‌هایم دوخت. برخی معتقدند او مثل جان استوارت مجری مشهور مراسم سینمایی اسكار با یك نگاه، توانایی خنداندن بیننده را دارد اما من در سرمای شدید 23 دی‌ماه 85 فهمیدم نگاه مدیری بجز خنداندن، قابلیت ایجاد تامل در فرد روبه‌رویش را هم دارد. به هر حال چه خوشمان بیاید چه نیاید، مهران مدیری و همكارانش در كار خود موفقند. شاید یك‌بار از نزدیك دیدن تلاش آنها بتواند مجابمان كند كه جز خرده وارد كردن و ایرادهای روشنفكری به آنها گرفتن، می‌توانیم آنها را دوست داشته باشیم. به همین سادگی. (راستی مدیری كاستی خوانده به اسم از روی سادگی) .

 منبع: PCNEWS.IR

 ---------------------------------------------------

اینم خوبه بخونید:

هجو پدیده‌های معاصر در باغ مظفر
اسلاووی ژیژك از مطرح‌ترین فیلسوفان و نظریه‌پردازان فرهنگی معاصر در تشریح دیدگاه‌های خود می‌گوید: فقط زمانی نسبت به درك خودم از برخی مفاهیم لاكانی متقاعد می‌شوم كه بتوانم آن مفاهیم را به نحوی مطلوب به بلاهت ذاتی فرهنگ عامه‌پسند ترجمه كنم. این شیوه تحلیل ژیژك كه به طرزی اعجاب‌آور با نمونه‌های درخشان ادبیات و فرهنگ معاصر نظیر آثار شكسپیر، كافكا و واگنر پیوند خورده است تنها برای لحظه‌هایی نمونه‌های تلویزیونی، ساخته مهران مدیری در كشور خودمان را از ذهن می‌گذراند. نوع طنز ویژه این آثار تلویزیونی، درگیری مضامین آن با تحولات فرهنگی و اجتماعی و ایجاد موقعیت‌های چندگانه زمانی از یكسو برنامه‌های مدیری و گروهش را به سریال‌های قابل فهم عامه‌پسند و از سوی دیگر به آثاری قابل تأمل حتی در سطح تولیدات تلویزیونی با رویكرد پسامدرن تبدیل كرده است.
نقش غیرقابل انكار اقتصاد فرهنگ با شیوه‌ای كه در نحوه اجرای تبلیغات باغ مظفر آخرین ساخته وی نیز به مثابه مولفه‌ای جدید از این نوع آثار هنری به عوامل دیگر تشكیل‌دهنده سریالی موفق افزوده شده است. این شیوه در رویكردی كاملا تلویزیونی با رعایت چارچوب سنت‌های این رسانه با نگاهی اغراق‌آمیز تولید و خدمات جامعه سرمایه‌داری امروز را تبلیغ می‌كند و با این رویه دست به نقادی و در نگاهی رادیكال تمسخر آن كالاها نیز می‌زند. نوع و شیوه این نقادی آنچنان گزنده است كه بی‌هیچ تلاش اضافه‌ای و در آن واحد هم كالا یا خدمات موردنظر به چشم آمده و هم در آن لحظه باعث دردسر و آزاربیننده شده و از این طریق ضدتبلیغ می‌شود.
به نظر نمی‌آید این حاصل امری صرفا اجرایی و موقعیتی بوده و در خلق آن حتی ذره‌ای فكر از پیش اندیشه شده‌ای در كار نباشد. شگردهای اجرایی این نقادی (تبلیغات) به‌گونه‌ای است كه بیننده این سریال به راحتی متوجه بی‌میلی حتی بازیگران باغ مظفر در پلان‌ها و سكانس‌های تبلیغی و در عین حال اجبار آنها برای اجرای آن می‌شود. این نكته بی‌اختیار كلیپ
Everqbody's Fool
از آثار گروه معترضevanescence را به یاد می‌آورد كه در رویكردی انتقادی دست به تحلیل تبلیغات آزاردهنده تلویزیونی می‌زند و از این حیث اتفاقا نقطه اشتراكی با سریال باغ مظفر می‌یابد.
شكی نیست كه همبستگی ویژه‌ای بین توسعه اقتصادی و اجتماعی و میزان استفاده از وسایل ارتباط جمعی به خصوص تلویزیون متحول شده قرن بیست‌ویكمی وجود دارد اما این همبستگی به همان میزان كه در رشد و توسعه اقتصادی از نوع سرمایه‌ای‌اش دخیل است با پرورش و تغییر رویكردهای نظری فرهنگ به همان میزان در معرض نقد تند و حتی تمسخر است. به هر رو آنچه در آخرین ساخته مهران مدیری شاهد هستیم اثری نیست كه تنها با ارایه موقعیت‌های طنز باعث خندیدن طیف گسترده‌ای از مخاطبان تلویزیونی باشد بلكه در عین آنكه رویكرد نخست وجود دارد، باغ مظفر تولید تلویزیونی تعریف شده‌ای است كه آشكارا روابط فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی جامعه امروز را هجو می‌كند. این عمل كنشی جسورانه است؛ می‌خواهد از مدیری خوشمان بیاید یا نیاید.

منبع:سایت جهان صنعت

 




نوشته شده توسط الهه در یکشنبه 8 بهمن 1385 و ساعت 09:01 ق.ظ