تبلیغات
|-| Mehran Modiri |-| - مطالب عمومی

|-| Mehran Modiri |-|





«مهران مدیری» در جشنواره فیلم پلیس
سه شنبه 19 دی 1385

خبرگزاری فارس:«مهران مدیری» با انیمیشن «فكر كرده زرنگه» در جشنواره فیلم پلیس حضور دارد.

به گزارش خبرنگار فارس،«مهران مدیری» كه سریال «باغ مظفر» را در حال پخش دارد به عنوان صداپیشه،مدیر دوبلاژ و طراح تیتراژ فیلم انیمیشن «فكر كرده زرنگه» به كارگردانی «روانبخش صادقی» در بخش فیلم‌های 110 ثانیه‌ای دومین جشنواره فیلم پلیس حضور خواهدداشت.

«حسن امجدی مقدم» مدیر بخش فیلم‌های صد و ده ثانیه‌ای دومین جشنواره فیلم پلیس با اعلام این خبر به خبرنگار فارس افزود: علاوه بر مدیری و روانبخش صادقی دیگر عوامل این فیلم از هنرمندان نام آشنای سینما و تلویزیون كشور هستند و هنرمندانی چون پیمان قاسم خانی به عنوان نویسنده فیلمنامه، فردین خلعتبری به عنوان آهنگساز ،مجید صالحی و فلامك جنیدی به عنوان صداپیشه دراین فیلم نقش آفرینی كرده‌اند.

مسابقه فیلم‌های 110ثانیه‌ای با موضوع حقوق شهروندی همزمان با دومین جشنواره فیلم پلیس از 18 تا 21 دیماه برگزار می شود.




نوشته شده توسط الهه در سه شنبه 19 دی 1385 و ساعت 08:01 ق.ظ

"باغ مظفر" رکورددار بینندگان آذرماه شد
چهارشنبه 13 دی 1385

مجموعه طنز "باغ مظفر" با داشتن 8/82 درصد بیننده به عنوان پربیننده‌ترین مجموعه هفته آخر آذرماه معرفی شد

به گزارش خبرنگار مهر، بر مبنای آخرین نظرسنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما از مردم تهران درباره فیلم های سینمایی و سریال های پخش شده از تلویزیون در هفته آخر آذر 85 مجموعه تلویزیونی "باغ مظفر" در بین تمامی سریال های روزانه و هفتگی شبکه های سیما با 8/82 درصد بیننده و 2/93 درصد میزان رضایتمندی، رتبه اول را کسب کرده است.

----------------------------------------------

دیگه اینکه بابک برزویه تو سایتش نوشته قراره غیر از شفیعی جم بازیگران دیگه ای هم  به باغ مظفر اضافه شن.




نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه 13 دی 1385 و ساعت 08:01 ق.ظ


امشب برنامه داریم...شفیعی جم به باغ مظفر پیوست
دوشنبه 11 دی 1385

مدیری حالش خوبه....امشب برنامه داریم

-----------------------

تازه وارد در مجموعه مهران مدیری

شفیعی جم به باغ مظفر پیوست

شفیعی جم شنبه گذشته برای بازی در باغ مظفر قرارداد امضا کرد.

به گزارش بانی فیلم رضا شفیعی جم بازیگر جدیدی است که اخیرا به مجموعه مهران مدیری پیوسته و دیروز تست گریم این بازیگر انجام شد.

نقشی که شفیعی جم در این سریال ایفا خواهد کرد هنوز اعلام نشده،اما قرار است او به زودی جلو دوربین برود.نخستین قسمتی که او در آن حضور خواهد داشت تا پایان هفته جاری از تلویزیون پخش خواهد شد.

به نظر می رسد تصمیم مدیری در دعوت از یکی از بهترین چهره های سال های اخیر طنز به دنبال منتفی شدن بازی جواد رضویان در مجموعه باغ مظفر صورت گرفته است.

شفیعی جم در مجموعه اخیر نقطه چین و شب های برره نیز با مدیری همکاری داشت.ضمن اینکه خبرهایی درباره بازی او در مجموعه ویژه نوروز جواد رضویان(قرارگاه مسکونی)نیز شنیده می شود که البته هنوز از سوی دفتر تولید  آن تایید نشده است.

-----------------------

مهران مدیری در گفت وگو با فارس:
ترانه‌های «باغ مظفر»را بر اساس علاقه به «شجریان»خوانده‌ام
خبرگزاری فارس: مهران مدیری گفت: ترانه‌هایی را كه در مجموعه «باغ مظفر» خوانده‌ام بر اساس علایق شخصی خود به ویژه علاقه به استاد شجریان خوانده‌ام.

مهران مدیری در گفت وگو با خبرنگار فارس گفت: تصنیف «زمن نگارم ... » یك تصنیف قدیمی است. تصنیفی قدیمی كه آهنگساز آن غلامحسین درویش است و شعر آن را ملك الشعرای بهار،سراینده ترانه معروف مرغ سحر سروده است.
وی در ادامه گفت:یكی از بازخوانی‌های موفق این تصنیف توسط استاد محمدرضا شجریان، در آلبوم «آهنگ وفا» خوانده شده است و من با تكرار آن پایم را در كفش بزرگان كرده‌ام و این جسارت فقط به علاقه شخصی من به استاد شجریان بر می‌گردد و هیچ علت دیگری ندارد و در برخی از سكانس‌ها هم آهنگ‌هایی از همایون شجریان پخش شد كه آن هم دوباره به علاقه شخصی من به این هنرمندان بود.
مهران مدیری در ادامه گفت: قصد ندارم آهنگ‌هایی را كه در مجموعه «باغ مظفر» خوانده‌ام را در آلبومی مجزا روانه بازاركنم.




نوشته شده توسط الهه در دوشنبه 11 دی 1385 و ساعت 09:01 ق.ظ

نقدهای مثبت و ...ما همچنان نگرانیم
پنجشنبه 7 دی 1385

همچنان نگرانیم....مهران مدیری  در دو قسمت اخیر سرحال نبود،بشاش نبود،لبخند نمی زد.

حالش مساعد نیست.

کاش چند روز ضبط رو تعطیل می کردن تا مدیری با خیال راحت استراحت کنه.

اصلا در این وضعیت باغ مظفر نمی خوایم.اول سلامتی مدیری!

----------

---------

----------------------------------------------------------------

منوچهر اكبرلو منتقد سینمایی در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره مجموعه باغ مظفر می‌گوید: مهران مدیری بر روحیات طبقه متوسط جامعه ایرانی اشراف دارد. این شناخت به او كمك می كند تا بتواند تشخیص بدهد كه ضعف های آداب اجتماعی این طبقه اجتماعی كجاست تا بتواند با استفاده از هجو یك اثر كمیك خلق كند. او برخلاف طنزكاران دیگر تلویزیون كه چند دهه از جامعه امروزی عقب هستند یا كسانی كه می كوشند طنزهایی از جنس آثار روشنفكرانه ارائه دهند یا فقط از آثار غیرایرانی تقلید كنند، نشان دادن ضعفها را بر اساس ویژگی های طبقه متوسط جامعه كنونی ارائه می دهد.

وی در ادامه افزود: این كارباعث می شود مخاطب تصویر هجوآمیزی از رفتار و ضعفها و آداب ناهنجار خود را در آیینه كارهای مدیری ببیند و طبیعی است كه به آن خواهد خندید و به قبح آن كار پی خواهد برد. 

این منتقد سینما درباره استفاده مدیری از زمان در ثبات شخصیت های مجموعه اش اعتقاد دارد: استقبال از آثار مهران مدیری معمولا پس از گذشت چند هفته آغاز می شود كه مخاطب تیپها و نوع عكس‌العمل های قابل پیش بینی هركدام را شناخته است و از شنیدن و دیدن و تكرار آنها می خندد.مدیری از یك تكنیك معمولا موفق در كارهای كمدی استفاده می كند و در طول زمان مخاطب را به سمتی سوق می دهد كه در مجموعه تیپ هایی را ببیند كه عادتها، عكس العملها و تكیه كلام های ثابتی را در موقعیت های مشابه از خود بروز می دهند. این روش بسیار جواب داده است و مدیری در تمام كارهای موفق خود از این تكنیك بهره می برد.

وی ادامه داد: مهران مدیری دركارهایش مضمون را با تكنیك تركیب می كند این دو با یكدیگر همجوش شده و در نهایت جواب می دهند و طولانی بودن زمان پخش آثار این كارگردان مخاطب را به مرور به تماشای برنامه های خود عادت می دهد و در نهایت در نقطه اوج برنامه اش را قطع می كند. این اقدام اثر را در ذهن مخاطب ماندگار می كند و مانند تشنه ای دوباره منتظر دیدن برنامه این كارگردان می ماند.

اكبرلو درباره تأثیر ساعت پخش باغ مظفر و ارتباط با آن با جذب مخاطب گفت: سریال باغ مظفر درهر ساعت پخش شود به خاطر جذابیتی كه دارد مخاطبان خودرا از دست نمی دهد و زمان پخش به هیچ وجه بر موفقیت اثر تأثیر نمی گذارد.

وی درباره متن مجموعه باغ مظفر گفت: مهران مدیری كارگردانی است كه دیر تصمیم می گیرد تا آن چیزی را كه می خواهد انجام بدهد و تیم كاری اش برنامه ریزی مشخصی ندارند. مخصوصا نویسندگان متن های او به خاطر فرصت كمی كه در ساخت دارند فرصت بازپروری ذهنی خود را از دست می دهند و نمی توانند ذهن خود را بارور كرده و سوژه های جدید خلق كنند كه این اشكال به خاطر گروهی بودن كار است.

به اعتقاد این منتقد این گوناگونی نویسنده، شخصیتها را در برخی جاها به اختلاط می كشاند مثلا شخصیت اصلی داستان در یك قسمت فردی جسور و بی باك است و در قسمتی دیگر كه نویسنده دیگری داشته همان شخصیت به فردی ترسو و بزدل بدل می شود.این عدم انسجام در گروه نویسندگان بزرگترین ضعف مجموعه های مهران مدیری به شمار می آید.

 

-----------------------------------------------------------------------------

لك پوریان: ساعت نامناسب پخش مخاطبان را كم كرده است

علی لك پوریان دستیار كارگردان و برنامه ریز مجموعه طنز باغ مظفر نیز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس گفت: شاید مهران مدیری گردش شخصیت را در مجموعه های قبلی خود داشته است اما در باغ مظفر این اتفاقات كمتر و به شكل نامحسوس تری افتاده است و مخاطب خیلی این تغییرات را احساس نمی كند و این به خاطر توجهی است كه مهران مدیری در مراحل پیش تولید نسبت به این اثر داشته و سعی كرده است باغ مظفر مجموعه ای باشد كه مخاطب هر شب به دیدن آن راغب باشد و طوری نباشد كه یك قسمت از این مجموعه را ببیند و یك شب را نبیند.

وی در ادامه گفت: در مجموعه های قبلی مهران مدیری داستانها اپیزودی بود ولی در باغ مظفر سریال با یك داستان واحد دنبال می شود كه در حواشی اتفاقات دیگری هم می افتد. این نكته كار نویسندگان را سخت كرده چرا كه ملزم هستند داستانها را با رعایت خط مشی واحد پیگیری كنند.

 لك پوریان در ادامه گفت: در باغ مظفر تمام سعی ما در این بود كه داستان خوبی داشته باشیم كه یك هدف خاص را دنبال می كند و در كنار این مقولات لطمه ای به هیچ یك از ابعاد طنز وارد نشود. وی افزود: برخی، از اصطلاح آب بستن برای چسباندن انگ كم كاری به یك مجموعه استفاده می كنند در صورتی كه ما از همان قسمت اول سعی كردیم شگفت زدگی و علاقه به ادامه دیدن را در مخاطب ایجاد كنیم و كل 45 قسمت نیز با همین روال پیش خواهند رفت.

وی در ادامه درباره حضور راوی در مجموعه باغ مظفر و اهمیت حضور این شخصیت با توجه به نقدهایی كه بر آن است گفت: راوی كمكی بزرگ برای مجموعه است كه از دید من كاملا به جا در باغ مظفر حضور دارد و گره های كور را باز می كند و به بیننده كمك می كند تا اگر نتوانسته است قسمت های قبلی را ببیند با كدهایی كه راوی می دهد بداند اتفاق امشب سریال برپایه كدام داستان پیش آمده است.

 وی در پایان درباره ساعت پخش مجموعه و تأثیر آن بر تعداد مخاطبان گفت: باغ مظفر در حال حاضر تنها مجموعه طنزی است كه در تلویزیون پخش می شود و اكنون به خاطر ساعت پخش نامناسبی كه دارد بسیاری از مخاطبان خود را از دست داده است. این مقوله ای است كه باتوجه به تأكید بسیار مخاطبان از دست ما خارج است و مدیران شبكه برای ساعت پخش آن تصمیم می گیرند.

-----------------------------------------------------------------------------

تخشید: ساعت پخش تاثیری در بینندگان باغ مظفر نداشته است

محمود رضا تخشید، مدیرگروه فیلم و سریال شبكه سوم سیما نیز درباره ساعت پخش سریال طنز باغ مظفر به خبرنگار فارس گفت: قطعا اگر هر ساعت دیگری برای پخش این مجموعه انتخاب می شد ما باز هم با مخالفت هایی رو به رو بودیم. ما برای پخش این مجموعه دو گزینه داشتیم یكی ساعت 19:45و دیگری ساعت 22:45 كه گزینه دوم خیلی دیر بود برای اینكه بسیاری از مخاطبان این مجموعه دانش آموزان و دانشجویان هستند كه تا ساعت 23:30 نمی توانند پای این سریال بنشیند و در این صورت اعتراضات به ما چندین برابر حال بود.

 وی در ادامه درباره سایر گزینه های پخش گفت: ما پخش این مجموعه را در روز اول ساعت 21 شروع كردیم كه به خاطر هم زمان شدن با سریال های سایر شبكه ها به ساعت فعلی تغییر كرد و ساعت 22:20 نیز گزینه دیگر ما بود كه همزمان با پخش سریال شبكه اول سیما بود و در نهایت ساعت پخش فعلی برای این مجموعه انتخاب شد.

وی در پایان گفت: در حال حاضرآمار نشان می دهد كه رقم تعداد بینندگان این مجموعه با توجه به ساعت پخش آن لطمه نخورده است و سریال مهران مدیری همچون گذشته مخاطبان خود را دارد.

------------------------------------------

روزنامه اعتماد - پنج شنبه، 7 دی 1385

درباره سریال «باغ مظفر» و خوبی هایش

خدایا مدیری و دوستانش را از ما نگیر

مجتبی پورمحسن

مهران مدیری و دار و دسته اش بار دیگر به تلویزیون برگشته اند تا شب های زمستانی مردم ایران را پر کنند. احتمالاً شب یلدای امسال در کنار آجیل و میوه و فال حافظ، «باغ مظفر» مهمان مشترک همه خانه های ایرانی بود. بیش از یک دهه است که مدیری سردمدار برنامه های طنز تلویزیونی است و در این سال ها فراز و نشیب بسیار داشته است اما در حالی که گروه های طنز بسیاری به تلویزیون آمده اند و کارشان گرفته نگرفته نتوانستند همگام با سلیقه مخاطب پیش بیایند مهران مدیری همیشه توانسته رگ خواب مخاطبش را به دست داشته باشد. او اگرچه چندبار به خاطر ساخت برنامه های ضعیف از خودش فاصله گرفت اما غالباً خیلی زود متوجه نقص کار خود شده و با مجموعه یی قوی خاطره کار ضعیفش را از ذهن تماشاگر پاک کرده است. باغ مظفر را اما می توان یکی از بهترین آثار مهران مدیری دانست. این کارگردان باتجربه در مجموعه هر شبه اخیرش یک سروگردن بهتر از کارهای قبلی اش نشان داده است. به دلایل متعدد «باغ مظفر» بهترین تجربه مدیری و دار و دسته اش است. در زیر به صورت اجمالی به این دلایل می پردازیم.


نوآوری در قصه

پس از تجربه موفق «پاورچین» و سریال نسبتاً ناموفق «نقطه چین»، «شب های برره» این گمان را تقویت کرد که شاید گروه نویسندگی مدیری به سرپرستی پیمان قاسم خانی به تکرار رسیده اند و توان خلق قصه جدیدی را ندارند. فاصله کوتاهی که از نظر زمان پخش بین سریال های این گروه وجود داشت سبب می شد امکان بازیابی ذهنی و بروز خلاقیت به حداقل برسد. اما در مجموعه «باغ مظفر» گروه نویسندگی سوژه بکری را انتخاب کردند. آنها بالاخره «برره» را کنار گذاشتند و این بار دوره زمانی رئالیستی تری را انتخاب کردند. اگرچه «باغ مظفر» سرشار از تناقضات زمانی است (که به آن خواهیم پرداخت) انتخاب دوره قاجار وجه فرهنگی کار را بیشتر کرده است. دوره قاجار از یکسو دست نویسندگان را برای انتقاد باز گذاشته و از سوی دیگر خصوصیات اخلاقی شاهان و خان ها در دوره قاجار چنان بوده که قابلیت به طنز کشیدن دارند. از نظر ساختاری نیز قصه «باغ مظفر» با کارهای قبلی متفاوت است. معمولاً در کارهای مدیری در چند قسمت اول شخصیت ها معرفی می شدند و بعد در هر قسمت برای آنها اتفاقاتی می افتد که قصه مخصوص به همان قسمت را خلق می کند. اما در «باغ مظفر» قصه به صورت سریالی و نه مجموعه یی دنبال می شود. یعنی سرنوشت «مظفرخان»، خان قلهک و پسرعمویش «منصور» و باغی که آنها دارند در تمام قسمت ها سوژه اصلی سریال است. نکته دیگر فاصله گرفتن از تکیه کلام های مرسوم برنامه های طنز است. با توجه به اینکه قصه در دوره قاجار می گذرد سعی شده که فاصله گذاری بین دوره قاجار و فضای امروزی ایجاد طنز کند. تماشای چهره مهران مدیری در نقش «مظفرخان» که همچون شاهان قاجار تمام حرف هایش را در صیغه جمع بیان می کند به اندازه کافی خنده آور است. در سریال «باغ مظفر» شخصیت ها دارای بار تاریخی هر چند طنزآمیز هستند. قراردادن باغی متعلق به دوره قاجار در تهران امروزی پارادوکسی است که توانسته پتانسیل مناسبی برای شکل گیری قصه یی طنز باشد. اما این تناقض سبب نشده به جایگاه تاریخی تیپ های مورد استفاده شده خدشه یی وارد شود. «حیف نان» و «پسته» نمونه بسیار خوبی از تیپ نوکران دوره قاجار هستند. تماشای موقعیت کمیک «حیف نان» کمک زیادی به درک شرایط تاریخی دوره قاجار توسط تماشاگر می کند. هر چه از قسمت های ابتدایی سریال می گذریم روابطی که در زمان اکنون معنا می یابند بر روابط دوران تجربی می چربند و این شاید نیازی باشد که مخاطب بر گروه سازنده تحمیل کرده باشد. فقط امیدوارم کار به جایی نرسد که از دوران قاجار فقط لباسی در تن «مظفرخان» باقی بماند.

بداعت در کارگردانی و اجرا

یکی از دلایل شهرت مهران مدیری به خاطر خط شکنی های او در کارگردانی تلویزیونی است. او با تکیه بر «فاصله گذاری» منحصر به فردش توانست مخاطب را هم در بازی شریک کند. هنوز هم خیلی ها وقتی نام مدیری را به زبان می آورند به طور ناخودآگاه سعی می کنند همچون او، به دوربین خیالی زل بزنند. این نوع کار به امضای مهران مدیری تبدیل شد. اما شکل جدیدی از فاصله گذاری در «باغ مظفر» دیده می شود که این کار مدیری را برجسته تر از کارهای قبلی اش کرده است. مدیری اول به عنوان راوی در تصویر تلویزیون ظاهر می شود تا با این نوع کلاسیک قصه گویی به ایجاد فضایی تاریخی کمک کند. اما حضور ناگهانی یکی از شخصیت های سریال در کنار راوی و حتی گفت وگویی که بین شخصیت ها و راوی انجام می شود موقعیت طنز آمیزی ایجاد می کند. اما نکته یی که شاید چندان به چشم نیاید اما خودکار بدیعی به نظر می رسد، پخش پشت صحنه و برداشت های کنار گذاشته شده در انتهای هر قسمت است. به نظر من این صحنه ها تکمیل کننده فاصله گذاری جدیدی است که مدیری در این کارش ایجاد کرده است. اگرچه در سریال های قبلی مدیری هم پشت صحنه ها در پایان هر قسمت پخش می شد اما یقیناً چنین کارکردی نداشت. استفاده از اشکال مختلف فاصله گذاری در «باغ مظفر» این تکنیک را به محور اجرای کار تبدیل کرده است.


شخصیت پردازی

من یکی از مخالفان «شب های برره» بودم چرا که معتقدم طنز آن مجموعه بر مجعول ساختن کلام استوار بود. چیزی که در هر شرایطی، وقتی از تلویزیون دیده و شنیده شود خنده آور است و نشان دهنده هنر سازندگان نیست. خیلی ها از شخصیت روزنامه نگار سریال «شب های برره» به عنوان نقطه قوت سریال نام برده اند اما به چشم آمدن شخصیت کیومرث صرفاً به خاطر خصوصیات سلب شده از شخصیت های دیگر بود. در حالی که در «باغ مظفر» شخصیت ها دارای هویت هستند. هویتی که ریشه اجتماعی تاریخی عمیقی دارد. «مظفرخان» از نوادگان خان های دوران قاجار بی خیال تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همچنان می خواهد خانی باقی بماند که بر رعیت حکمرانی کند. تهران اگر نشد مظفر می خواهد لااقل در خانه اش «خان» باقی بماند. کامران خان زاده یی است که در شرایط جدید زندگی حل شده و قواعد زندگی پس از قاجار را پذیرفته است. او نه تنها علاقه یی به سنت های خانوادگی ندارد که این رسوم را مانعی بر سر زندگی خودش می داند. «فروغ» به خوبی نقش تاریخی زنان را در خاندان قاجار نشان می دهد. نمی دانم چرا نفوذ «فروغ» بر مظفر مرا به شدت به یاد نفوذ مادر ناصرالدین شاه بر او و سرنوشت امیرکبیر می اندازد. به طور کل شخصیت پردازی و تطبیق شان با خط سیر داستانی یکی از نکات قوت سریال «باغ مظفر» به شمار می رود. قطع ناگهانی پخش «شب های برره» پس از ماه محرم سال گذشته، کنجکاوی درباره کار جدید مهران مدیری را بیشتر کرد. با توجه به اینکه در شب های زمستان، تلویزیون میزبانان بیشتری دارد، قوت نسبی «باغ مظفر» کافی بود تا این سریال به پربیننده ترین برنامه تلویزیون تبدیل شود. از قضا مهران مدیری و دوستانش قدر این فرصت را دانسته اند و با کار کردن بر شخصیت های جذاب سریال یعنی «منصور» و «حیف نان» توجه مخاطب را بیش از قبل جذب کرده اند. «باغ مظفر» هم نظر کسانی را که پای ثابت برنامه های خنده دار تلویزیون هستند جلب کرده و هم آن دسته از متفاوت اندیش هایی (اگر نگوییم روشنفکر) را پای تلویزیون کشانده است که دائماً تلویزیون را به خاطر کیفیت پایین آثارش زیر سوال می برند. (گیرم که ظاهراً به این یکی هم بد و بیراه بگویند.) پس از پخش سریال «نرگس» و اعلام نظر مسوولان شبکه سوم درباره ادامه تولید سریال هایی مثل این و عدم رضایت مخاطبان از بسیاری از برنامه های نودشبی طنز، به نظر می رسید باید قید مهران مدیری و دوستانش را زد. اما آنها آمده اند و به خوبی توانسته اند مردم را بخندانند. خنداندن مردم شاید یکی از شریف ترین کارهاست. مهران مدیری و دوستانش حالا لابد خوب می دانند که دیگر نیازی ندارند مثلاً تحصن نمایندگان مجلس ششم را مسخره کنند. محبوبیت به سختی به دست می آید و به آسانی از دست می رود. مهران مدیری و دوستانش ما را می خندانند. این هنر کمی نیست. خدایا مدیری و دوستانش را از ما نگیر.




نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه 7 دی 1385 و ساعت 10:12 ق.ظ

مهران مدیری در شب چله چلچراغی ها
یکشنبه 3 دی 1385

 آدرس های زیر پر از عکس هست از مهران مدیری در مراسم شب چله چلچراغ.حتما سر بزنید.از بس عکسای مربوط به مدیری زیاده نتونستم همه رو اینجا کپی کنم.

http://www.dourbin.net/albumdetail-fa-854.html

http://www.dourbin.net/albumdetail-fa-852.html

http://www.dourbin.net/albumdetail-fa-855.html

http://www.dourbin.net/albumdetail-fa-853.html

عکسی از مهران مدیری،قاسم خانی و امیر مهدی ژوله در مراسم شب یلدا نشریه چلچراغ




نوشته شده توسط الهه در یکشنبه 3 دی 1385 و ساعت 05:12 ق.ظ


گفت و گو با گروه نویسندگان «باغ مظفر»-قسمت دوم
پنجشنبه 23 آذر 1385

اعتماد- ۲۳/۹/۱۳۸۵

ما زیر نگاهیم،از همه طرف

حسن محمودی ؛ -قسمت دوم مصاحبه با پیمان قاسم خانی سرپرست گروه نویسندگان «باغ مظفر» را در حالی می خوانید که تاکنون

9 قسمت از این سریال تلویزیونی را تماشا کرده اید. همان طور که در قسمت اول اشاره شد این مصاحبه بعد از پخش اولین قسمت «باغ مظفر» انجام شده و قبل از آنکه نگاهی انتقادی به مجموعه داشته باشد، در حد مجالی است برای توضیحات نویسندگان در چند و چون روند شکل گیری یک مجموعه با یک گروه نویسنده. مصاحبه انتقادی ما درباره «باغ مظفر» بماند برای مجالی که اگر دست دهد؛ با مهران مدیری در مقام کارگردان کار.- مطمئن هستید اگر فرصت بیشتری داشتید باز هم این اتفاق نمی افتاد؟

قاسم خانی؛ راستش مهران مدیری علاقه مند است که نوشتن و فیلمبرداری به پخش نزدیک باشد. برای اینکه دوست دارد حس مخاطب را داشته باشد. ولی اگر من کارگردان بودم هیچ وقت چنین کاری را نمی پذیرفتم. تحمل این استرس را ندارم. بچه ها را سر اینکه متن ها زودتر برسد واقعاً خفه شان کرده ام.

لذت نمی برم از این شیوه کار. منتها این کار تخصصی است. تخصص شاهکاری هم نیست. یک جور مهارت در سریع نوشتن است. اینکه واقعاً بتوان به سرعت در لحظه سکانس ها را بنابر محدودیت ها، امکانات موجود و اتفاق های دیگر تغییر داد. یادم است وقتی خشایار الوند به ما ملحق شد، اولین روزی که به مشکل برخوردیم و قرار بود بنابر نبود امکانات، داستان را عوض کنیم و یکی دو سکانس را با هم جابه جا و تلفیق کنیم، بعد 10 دقیقه واقعاً مانده بود چه کند و می گفت توی زندگی ام تا حالا این کار را انجام نداده ام. اما حالا داستان را از آخر به اول هم می تواند با سرعت سرهم کند.

ژوله؛ من خودم قسمت اولی که برای «شب های برره» نوشتم متن را یک دور نوشتم، بعد پاکنویس کردم و رتوشش کردم. اما قسمت های آخری، سه تا سکانس می نوشتم مثلاً یکی 6 بود دیگری 9 و آن یکی 12. سکانس های خارجی بودند. صبح می آوردم تا می آمدند خارجی ها را بگیرند، سکانس خانه سردارخان را می نوشتم، این سکانس را که داشتند می گرفتند سکانس مربوط به خانه سالارخان را می نوشتم؛ یعنی همان طور که آنها داشتند می گرفتند، من پا به پایشان می نوشتم.

قاسم خانی؛ این بچه ها یک طرح کم رنگ دو خطی از داستان داشته باشند می توانند کل داستان را درآورند و کار گروه لنگ نماند. حالا اسمش تخصص باشد یا کف کاری، بارها تلاش کردیم دوستان نویسنده دیگر در کار بیایند که اصلاً به لحاظ قدرت قلم در کارشان شکی نیست. مثلاً من نوشته های علیرضا بذرافشان را دوست دارم. طنز قشنگی دارد، او را برای «شب های برره» آوردیم گفت که نمی تواند بدین شیوه بنویسد. سرعت و انعطاف پذیری خاصی در کار این بچه هاست. برای همین است که تعدادمان این قدر کم است، واقعاً من دوست داشتم تعدادمان 10 نفر بود و این قدر به ما فشار نمی آمد.

یعنی سرعتی ها را جمع کرده اید؟

قاسم خانی؛ سرعت در کنار کیفیت. حداکثر کیفیتی را که با این سرعت می توان داشت این بچه ها دارند.

با این حساب در آخر سریال می شود با توجه به تعداد قسمتی که هر نویسنده نوشته میزان سرعت ها را تخمین زد؟

قاسم خانی؛ می توان فهمید چه کسی پول بیشتر لازم داشته.

آقای برزگر، شما نمی خواهید حرفی بزنید؟

برزگر؛ اگر جایی لازم باشد صحبت می کنم.

می خواهید اجازه اش را از پیمان قاسم خانی بگیریم؟

برزگر؛ حرف هایشان کاملاً درست است. باید کسی اینجا بنویسد که هم سرعت داشته باشد هم کیفیت را حفظ کند.

قاسم خانی؛ شب ها بتواند بیشتر بیدار بماند.

برزگر؛ شب بتواند بیدار بماند، دو روز پشت سر هم بتواند بیدار بماند. از لحاظ جسمی بتواند دوام بیاورد از لحاظ ذهنی هم کم نیاورد.

ژوله؛ یک نوشته امکان دارد متن خوبی باشد اما در اجرا خوب درنیاید. یکسری متن ها اگر خوانده شوند امکان دارد چندان اثر جذاب و درخشانی نباشند اما در اجرا خوب درمی آیند. اینکه می دانی برای کدام بازیگر چه جور شوخی بگذاری و برای کدام یک جای بازی بیشتری لحاظ کنی، امر مهمی است. این تعامل و شناخت متقابل بین نویسندگان و بازیگران است.

قاسم خانی؛ در تکمیل حرف ژوله بگذارید مثالی از «شب های برره» بزنم. قسمت هایی که گل کرد یکی قسمت مربوط به سربازی بود و دیگری نمایش سهراب و رستم. این دو قسمت واقعاً از لحاظ تکنیک فیلمنامه نویسی چیزهای خاصی نبودند. می توانم بگویم بهترین کارهایی که ما به لحاظ تکنیکی نوشتیم در سریال «کمربندها را ببندید» بود. قسمت هایی در کارهای مهران مدیری گل می کند که بیشتر کمدی و به صورت آیتم است. آیتم هایی که با نخ کم رنگی به هم وصل است و داستان هایی که به لحاظ تکنیکی از لحاظ فیلمنامه نویسی درست پیش رفته باشند، الزاماً بهترین کارهایمان از آب درنیامده.

ژوله؛ تخصص دیگری که باید داشته باشی این است که بدانی چه چیزی در اجرا خوب از آب درمی آید. یک کار سخت دیگر که ما در مقایسه با کارهای سریالی دیگر داریم این است که آن کارها را اغلب یک نفر می نویسد ولی ما در اینجا چهار نفریم که می نویسیم. یعنی اینکه من باید بدانم محراب چه نوشته و تا کجا، این را هم اضافه کنم که هر کدام ما یک سلیقه متفاوت از دیگری داریم. مثلاً من دوست دارم متن هایم بر محور شوخی باشد، خشایار دوست دارد بر محور قصه باشد، محراب بر محور فانتزی. یعنی ممکن است در قسمت هایی که خشایار می نویسد قصه خیلی جلو برود و در قسمت من برعکس و من باید بدانم او قصه اش را کجا و چگونه تمام می کند. این بار البته به دوش پیمان بوده که این خط و ربط ها را به هم وصل کند. چهارتا نویسنده با سلیقه های مختلف قرار است همه شان یک قصه را پیش ببرند که وصل بشود به هم و این فشاری است که به پیمان قاسم خانی وارد می شود.

چطوری با این ماجرا کنار آمدید؟ شما می گویید حداقل 13 قسمت را به صورت دنباله دار نوشته ایم.

قاسم خانی؛ کار من در این سریال در واقع نوشتن نیست، کار من طراحی کردن است. تا اینجا بدین شکل بود، که قسمت ها چیده شده و قصه ها را به نویسندگان گفته ام که از کجا شروع و کجا تمام شود.

یعنی سیناپس کار هم گروهی شکل گرفته؟

قاسم خانی؛ بچه ها خودشان سیناپس ها را می آورند و با هم روی آنها حرف می زنیم. می دانم در آینده کار قرار است چه اتفاقی بیفتد. سیناپس ها را نگاه می کنم و کاستی ها و تغییراتش را می گویم، آن وقت می روند می نویسندش.

در واقع شما به عنوان سرپرست نویسندگان و طراح فیلمنامه، یک مرحله از نویسندگان جلوترید؟

قاسم خانی؛ بگوییم نیم مرحله، الان تا پانزده قسمت که داریم من خیلی مطمئن نیستم در قسمت شانزدهم قرار است دقیقاً چه اتفاقی بیفتد. ولی معمولاً این روش جواب داده و خیلی اذیت مان نکرده.

محراب شما همین طور می خواهید سکانس تان را بنویسید و در حین حضورتان در این اتاق در مصاحبه ما شخص غایب باشید.

محراب قاسم خانی؛ مثل اینکه چاره دیگری ندارم و باید بنویسم.

پیش می آید که کارگردان ناگهان چیزی را تغییر دهد یا سکانسی را کنار بگذارد؟

قاسم خانی؛ چون کارگردان همین بغل دستمان است معمولاً در رودروایسی می ماند.

ژوله؛ یک اعتماد متقابل است. البته این را همه می دانیم که اگر مهران مدیری چیزی را تغییر می دهد، اتفاقی است که معمولاً به بهتر شدن کار کمک می کند.

بحث خوب و بد بودن متن شما نیست. از این نظر می گویم که امکان دارد در ذهن کارگردان نیز در حین گرفتن کار ایده یی شکل بگیرد.

قاسم خانی؛ مدیری اگر ایده یی داشته باشد حتماً به ما می گوید. ارتباط بین ما خیلی زیاد است. اصلاً اغلب بچه ها دوست دارند بروند سکانس های خودشان را در حال گرفتن ببینند و ایده های بعدی را بگیرند. خیلی وقت ها پیش می آید که چیزهایی نوشته شود و به لحاظ امکانات و لوکیشن حذف شود و چیز دیگری جایگزین آن شود. مثلاً هوا سرد باشد و بخواهند سکانس خارجی را به داخلی تبدیل کنند. البته برخی اوقات با هم بحث می کنیم و اصرار داریم که سکانس نوشته شده عوض نشود.

ژوله؛ اغلب هم دلایل مان منطقی است ولی مدیری قانع مان می کند که آن را تغییر دهیم.

پیش آمده نخواهید کوتاه بیایید؟

قاسم خانی؛ نه دیگر. بالاخره یکی باید کوتاه بیاید تا کار ادامه پیدا کند. بیشتر وقت ها ما هستیم که کوتاه می آییم اما جاهایی که برایمان حیاتی است را از ما مضایقه نمی کند.

ژوله؛ بحث های کیفی نیست بلکه بحث های اجرایی است. برای اینکه مثلاً در سرما به عوامل فشار نیاید باید اتفاقات اینطوری بیفتد.

چه قدر امکان دارد قصه در بیرون از این اتاق تغییر کند؟

قاسم خانی؛ اصلاً. مدیری در طول این سال ها که با هم کار کرده ایم به ما اعتماد دارد. وقتی سکانسی را دارد می گیرد امکان اش است قبل و بعد آن را نداند اما چشم بسته قبولمان دارد. ما هم می دانیم که وقتی سکانسی را می نویسیم و دست او می دهیم، به بهترین نحو ساخته می شود.

ژوله؛ کمتر هم پیش می آید که حتی دیالوگی به کار اضافه کنند. با آنکه بازیگران زمان اندکی برای حفظ کردن دارند، دقیقاً همان چیزی که نوشته شده را اجرا می کنند. بالای 90 درصد وفا دارند.

قاسم خانی؛ البته یک بداهه گوی حرفه یی به نام محمدرضا هدایتی داریم که همیشه چیزهایی که می گوید به درد کار می خورد.

منظور تکیه کلام هایش است؟

قاسم خانی؛ بله.

ژوله؛ حتی برخی اوقات جای برخی دیالوگ هایش را خالی می گذاریم و مثلاً فقط می نویسیم فحش می دهد.

قاسم خانی؛ خودش می داند چه بگوید. یا مثلاً در چند برداشت ممکن است چند چیز متفاوت بگوید. تنها کسی هم که برداشت ها را می خواباند اوست. یک چیزهایی می گوید که آنقدر خنده دار است که همه زیر خنده می زنند و کات می دهند.

بیرون از مجموعه با چه محدودیت هایی روبه رو هستید. تا حالا که با آن روبه رو نشده اید؟

قاسم خانی؛ در مرحله قصه یک تغییراتی پیش آمد. اینها از آن جاهایی است که ما قانع می شویم. بحث هایی بوده که در همان مرحله انجام شده و ما نظرات شبکه را مدنظر قرار داده ایم. و اینجا دیگر مشکلی نداریم.

یعنی اینکه شبکه از کار شما یک چارچوب کلی می داند؟

قاسم خانی؛ بیشتر می داند. حتی جزییات را.

حالا اگر خواستید تغییراتی بدهید؟

قاسم خانی؛ در این موارد تغییر نمی دهیم، در همان چارچوب حرکت می کنیم. تغییرات اساسی نداریم.

و موارد دیگر؟

قاسم خانی؛ به هر حال یک بخش هم هست و ناظر کیفی که متن ها را می خواند، ناظر پخش هم هست. می دانیم از اول از چه خطوطی عبور نکنیم. شاید تغییرات در حد چند دیالوگ و حرکت باشد.

از لحاظ افکار عمومی چه؟

قاسم خانی؛ این در واقع مهمترین فاکتورمان است.

محراب قاسم خانی؛ افکار عمومی مستقیماً روی ما تاثیر نمی گذارد، روی شبکه امکان دارد تاثیر بگذارد.

اگر چیزی طرفدار نداشته باشد مثلاً یک کاراکتر، ما سعی می کنیم روی آن دقت بیشتری داشته باشیم و کمدی اش را زیادتر کنیم.

این مربوط به مخاطب است و تاثیر مثبتی که روی کار می گذارد. اما به لحاظ افکاری که از جاهای دیگر به شبکه و مجموعه فشار می آورد چی؟

ژوله؛ اصلاً پیش نیامده، اصلاً.

قاسم خانی؛ سوال خوبی بود.

ژوله؛ از همان مخاطب معمولی و مردم حرف بزنیم. من برخلاف نظر پیمان می گویم هیچ وقت نمی آییم بر اساس افکار عمومی و حرف مردم چیزی را تغییر دهیم و چون مردم از یک شخصیت بیشتر خوششان آمده آن را پررنگ تر بنویسیم. چون اگر شخصیتی بد باشد اولین کسی که می فهمد خودمان هستیم و کارگردان و بازیگران.

قاسم خانی؛ می خواهم یک چیزی را بگویم که اینجاها رسم نداریم کسی با من مخالف باشد و اگر چنین کسی پیدا شود می اندازمش بیرون.

ژوله؛ در تایید حرف پیمان...

محراب قاسم خانی؛ از قسمت چهارده به بعد اگر کسی اسمش نبود بدانید که برای مخالفتش بیرون انداخته شده.

قاسم خانی؛ بله. یعنی من همین الان اخراجش کرده ام.

ژوله؛ من در تایید حرف پیمان این مخالفت را کردم.

قاسم خانی؛ نظر مردم برای ما مهم است وروی آن تلاش می کنیم. البته برای مهران مدیری این قضیه از اهمیت بیشتری برخوردار است. درصد بیشتر مخاطب چیزی است که نه شبکه شوخی می گیرد و نه خود ما. مثلاً در «شب های برره» یک شخصیتی بود که طرفدار نداشت و نقشش به تدریج حذف شد. مثلاً در «پاورچین» سه تا پیرمرد بودند توی کافه حرف های خیلی ابزورد و عجیب و غریب می زدند. آنها را به خاطر فشار افکار عمومی حذفشان کردیم. ما آنها را دوست داشتیم ولی مردم دوستشان نداشتند. چاره یی جز حذف کردنشان نبود.

ژوله؛ البته من آنجا نبودم وگرنه قبلش می گفتم که خوب نیست.

قاسم خانی؛ شخصیتی که جذاب در می آید خود ما نیز در حین کار متوجه اش می شویم. مثلاً الان قسمت اول کار پخش شده و به نظر می آید شخصیتی که رادش بازی می کند خوب از آب درآمده و دوستش داریم. در آن اوایل برنامه مان نبود که این کاراکتر این قدر برجسته باشد ولی وقتی بازی اش را دیدیم فکر کردیم باید پررنگ تر باشد.

محراب قاسم خانی؛ الان وقتی شما دارید می نویسید دوست دارید قسمتی که می نویسید جذاب تر باشد و نگاه می کنید که کدام بازیگر جذاب تر است و خودبه خود به سمت سکانس های او می روید. مثلاً سر برنامه «بدون شرح» اصلاً قرار نبود نقش فتحعلی اویسی این قدر برجسته باشد، قرار بود یکی از شخصیت های دیگر مطرح باشد که بعد آن شخصیت در ردیف پنجم و ششم نیز حساب نشد. یک جلسه تهیه کننده با ما گذاشت و گفت که نقش اصلی را قرار نیست اویسی بازی کند و آن شخصیت را پررنگ تر کنید. اما ما تمایل داشتیم به نوشتن برای اویسی که آن موقع با بازی جانداری آمده بود. سکانس هایی می نوشتم که او در آنها باشد و او خودش را به کار تحمیل کرد. خوب بازی کرد و با تلاش خودش شد شخصیت اصلی کار. به نظرم بیشتر خودمان نگاه می کنیم و متوجه می شویم که یک بازیگر زیاد نمی تواند بازی کند یا اصلاً آن شخصیت خوب طراحی نشده.

قاسم خانی؛ ولی واقعاً اگر ما در قسمت های بعدی متوجه شدیم که مثلاً رادش در نگاه بیننده ها زیاد جذاب نیست این نمی تواند بر ما بی تاثیر با
 شد.

------------------

قسمت اول این مصاحبه رو می تونید در پست قبلی بخونید




نوشته شده توسط الهه در پنجشنبه 23 آذر 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ

گفت وگو با پیمان قاسم خانی، سرپرست نویسندگان «باغ مظفر»
چهارشنبه 22 آذر 1385

اعتماد-۲۱/۹/۱۳۸۵

چه کسی پول بیشتری می خواهد

حسن محمودی ؛ ایده «باغ مظفر» از کجا و چگونه شکل گرفت؟

قاسم خانی؛ «باغ مظفر» براساس طرحی از مهران مدیری شکل گرفت. قرار بود ماجرا مربوط به چندتن از نوادگان قاجار باشد به دلایلی طرح عوض شد و تبدیل به داستانی درباره تعدادی از خان های تهران شد و به شیوه معمول کار را شروع کردیم.

به نظرت چه تفاوتی با کارهای دیگرتان دارد؟

قاسم خانی؛ تنها تفاوتش در این است که فعلاً داریم به صورت سریالی جلو می رویم و داستان ها به هم مربوط است.

چی شد تصمیم گرفتید به صورت داستان های دنباله دار و سریالی بنویسید؟

امیرمهدی ژوله؛ تحت تاثیر نرگس (به شوخی).

قاسم خانی؛ راستش قبل از اینکه «باغ مظفر» را شروع کنیم، مهران مدیری علاقه مند به داستان های دنباله دار بود.

کارتان را سخت تر نمی کرد؟

قاسم خانی؛ حقیقتش نمی شود با این سرعت نوشتن به صورت سریالی پیش رفت. باید طرح داستان را آماده داشته باشیم، شخصیت ها را تعریف کنیم، سریالی نوشتن با این شیوه سرعتی و با چندتا نویسنده، جور درنمی آید.

منتها الان داریم جلو می رویم ببینیم چه می شود. تا الان البته الان داستان ها خیلی اساسی به هم ربط دارند ولی از این به بعد داستان ها به نوعی به صورت مستقل خواهند بود، اما ارتباط درونی شان را حفظ خواهند کرد. دیگر مانند «پاورچین» و «شب های برره» نخواهد بود که داستان ها کاملاً مستقل باشند. در آن دو مجموعه هر روز با فضا و داستان دیگری روبه رو بودیم. در «باغ مظفر» داریم سعی می کنیم هر 45 قسمت به صورت داستانی و دنباله دار باشد.

با این اوصاف با شیوه گروهی نوشتن دچار محدودیت نمی شوید؟

قاسم خانی؛ چرا، کارمان سخت می شود، بچه ها که دارند می نویسند، غر می زنند و از من می خواهند که داستان ها مستقل شود تا بتوانند روی طرح های خودشان کار کنند. تا این جای کار در برابر این خواسته مقاومت کرده ام.

تا قسمت چندم؟

قاسم خانی؛ چهاردهم.

فکر می کنید جواب بهتری بدهد؟

قاسم خانی؛ اتفاقاً به نظرم روش جالبی است که تماشاگر را تا روز بعد منتظر نگه داشت. حالا باید دید چه می شود.

آیا حضور پررنگ و مستمر راوی به عنوان تمهیدی برای متصل کردن داستان ها به هم نیست؟ راستش احساس می کنم راوی برخی جاها دارد کاری را انجام می دهد که گویی داستان ها از عهده آن بر نیامده اند و به عبارتی حضور راوی تلاشی است برای ایجاد همان نخ تسبیح معروف.

قاسم خانی؛ اینطور نیست، در واقع تلاشی در کار نیست. ما از اول برنامه سریالی رفتن را داشتیم و قرار بود راوی حضور داشته باشد. فکر می کنم راوی یکی از جذاب ترین چیزهایی است که داریم. روش فاصله گذاری که مهران مدیری همیشه علاقه مند بوده در کارهایش داشته باشد، آن را داریم با راوی پیاده می کنیم و به نظرم پیشرفته تر و مدرن تر از کارهای قبلی اش است. ضمن اینکه به شیوه داستان گویی نیز کمک می کند. در جاهایی نیز که امکانات زیادی به لحاظ لوکیشن و چیزهای دیگر نداریم، راوی اینها را رد می کند و از رویشان می پرد. بعد از یک مدتی نیز راوی با خودش شوخی می کند و کارهای دیگری می کند که به نظرمان خیلی بامزه است.

چند قسمت از فیلمبرداری جلوتر هستید؟

قاسم خانی؛ فاصله یی که تا فیلمبرداری داریم دو قسمت است، یعنی ما دو قسمت از کار جلو هستیم. داریم تلاش می کنیم که به ما نرسند، همیشه در کارهای قبلی به ما رسیده اند و ما به روز می نوشتیم.

ولی مثل اینکه محراب قاسم خانی در حال حاضر مشغول نوشتن سکانسی برای امروز است و برای همین در حالی که در اتاق حضور دارد، نمی تواند در بحث شرکت کند.

قاسم خانی؛ این چیزی که می بینید فرق می کند و اتفاق دیگری افتاده است. ما دو قسمت جلو هستیم.

راوی ایده مهران مدیری بود یا سروکله اش از داستان شما پیدا شد؟

ژوله؛ ایده محراب بود.

قاسم خانی؛ راوی کاربردهایی دارد که در آینده خواهید دید. کاراکتر مورد علاقه همه مان است و استفاده های متفاوتی از آن می کنیم.

با توجه به فاصله اندک اتاق شما با گروه و حضور مستمرتان در حین کار بازیگران و کارگردان تا چه اندازه در فرآیند نوشتن داستان ها دخالت و حضور دارند؟

قاسم خانی؛ این طور نیست که متن همه چیز کار باشد، گاهی اوقات متن از اینجا بیرون می رود، چیزهایی حذف می شود یا از بین می رود. ولی خیلی وقت ها کار از متن جلوتر بوده و مدیری به وسیله جنس بازی ها، کاراکترهایی ساخته که از آنچه در تصور ما بوده، جذاب تر از کار درآمده. در واقع نه همه چیز از اینجا در می آید و نه همه چیز در بیرون از اینجا ساخته می شود. تعاملی است بین دو طرف و کاری است کاملاً گروهی. همانقدر که بازیگران و کارگردان به متن وفادارند، ما هم از آنها ایده می گیریم، سکانس ها را در حین گرفتن می بینیم و می فهمیم که یک کاراکتر جای کار بیشتری دارد و می تواند به جذابیت سریال اضافه کند. این نشان می دهد که کاملاً یک ارتباط دوطرفه است.

وقتی کارهای مدیری پخش می شود اغلب متفق القول هستند که باید چند قسمت بگذرد تا کار خوب از آب دربیاید. فکر می کنم این اتفاق وقتی صورت می گیرد که بین تیم نویسنده و تیم سازنده و مخاطب تعامل شکل می گیرد و بده بستان ها باعث قوت کار می شود.

ژوله؛ این گرفتن و گل کردن کار برای تعاملی نیست که می گویید. فکر می کنم این اتفاق که به حس خود مخاطب برمی گردد که وقتی بعد از چند قسمت کار را می بیند، به شخصیت ها عادت کرده و آنها را می پذیرد. مخاطب به تدریج شخصیت ها را می شناسد و رفتارشان را می داند. دلیل دیگرش هم مربوط به رتوشی است که خودمان انجام می دهیم. بعد از چند قسمت برخی از شوخی ها جواب داده و برخی دیگر نه و ما براین اساس رتوش می کنیم. این اصلاح ها در عین نوشتن صورت می گیرد و هم در بازی بازیگران، کارگردان نیز رتوش های خودش را دارد. این تعامل از اول تا آخر هست و این طور نیست که یک دفعه شکل بگیرد.

اگر شما به عنوان یک تیم نویسنده هر 45 قسمت را قبل از کلید خوردن سریال و قبل از پخش می نوشتید فکر می کنید این تعامل شکل می گرفت؟

ژوله؛ در «باغ مظفر» همین اتفاق می افتد. برای همین در قسمت های اول بیشتر اختصاص به معرفی شخصیت ها و فضاها دارد و کمتر فرصت می شود قصه هایی را بگوییم که به خودی خود بامزه است. در قسمت های اول سعی کرده ایم ارتباط شخصیت ها را مشخص کنیم و برای همین امکان دارد کمتر شاهد اتفاقات کمدی و زیاد بامزه باشید.

خودتان فکر می کنید «باغ مظفر» تا چه اندازه با کارهای دیگرتان با مدیری فرق دارد؟

قاسم خانی؛ من در واقع تفاوت ماهوی در آن نمی بینم. ما سلیقه همدیگر را می شناسیم و جنس کارهای همدیگر را می دانیم. وقتی مدیری به سراغ من می آید، می دانم که فضای مورد علاقه او با فضایی که مثلاً مورد نظر کمال تبریزی است فرق دارد. جنس کار مدیری را می دانیم که یک کار تلویزیونی با فضاهای محدود است و 100 درصد رئال نیست و همیشه رگه هایی از فانتزی در آن است. تفاوت در داستان ها و شخصیت هاست. ما در «شب های برره» و «پاورچین»یک جغرافیای خاصی خلق کرده بودیم، اما در «باغ مظفر» با جغرافیای ملموسی روبه رو هستیم. دوره معاصر است، اغلب آدم هایش را می شناسیم و جنس روابطش را می دانیم.

یعنی چی که آدم ها را می شناسیم، منظور این است که روابط و آدم ها الگوبرداری شده اند؟

ژوله؛ واقعی تر هستند.

قاسم خانی؛ به جز خان هایی که برایشان تاریخچه دروغی ساخته ایم و وصلشان کردیم به سلسله یی که وجود نداشته اند، به نظرم این کار به «پاورچین» نزدیک تر می شود تا «شب های برره».

به نظر می رسد «باغ مظفر» نیز مانند کارهای قبلی چندان براساس طرح از پیش تعیین شده شکل نگرفته و خود شخصیت ها بیشتر از هر چیز دیگر با ارتباط هایشان در روند شکل گیری قسمت ها موثر هستند.

قاسم خانی؛ این نوع داستان ها قاعدتاً باید براساس شخصیت ها باشد. یک آپارتمان، یک محله، یک فرودگاه یا یک دفتر روزنامه تعریف می کنند که این مکان هیچ امتیاز خاصی نیست و این شخصیت ها هستند که کار را جذاب می کنند.

«باغ مظفر» بر چه اساسی شکل گرفت؟

قاسم خانی؛ اساس ماجرا بر تضاد بین یک خانواده خیلی غیرعادی، تشریفاتی، خیلی پایبند بر سنت من درآوردی خودشان و یک خانواده که توی باغ این حرف ها نیستند. این خانواده خیلی به اصل و نسب شان اهمیت می دهند و آن خانواده اصل و نسب درست و حسابی ندارند. پسر این خانواده با دختر آن خانواده ازدواج می کند و برخورد این دو خانواده در اصل منبع کمدی ما است. عروسی که به هیچ وجه به این آداب و رسوم محل نمی گذارد، وارد خانه یی می شود که سنت ها در آن حکومت می کنند.

تیم مهران مدیری را اغلب تعداد بازیگر ثابتی همراهی می کند. می خواهم بپرسم آیا طرح کلی و شخصیت ها نیز بنا بر حضور این بازیگران شکل می گیرد؟

قاسم خانی؛ یکسری بازیگر ثابت هستند که از اول می دانیم قرار است با آنها کار کنیم، ولی این طور نیست که همه چیز قطعی باشد. قطعاً براساس داشته هایمان می نویسیم. مثلاً واقعاً اگر جایی برای سیامک انصاری نباشد خود او منتظر نیست که حتماً برایش نقشی باشد و اعتراض نمی کند. کمااینکه در «باغ مظفر» نقشی که مناسب رضا شفیعی جم باشد، نداشتیم و نقش به جواد رضویان می خورد. به هرحال ما بازیگرها را تعویض می کنیم البته یکسری بازیگر هستند که دوست داریم در کارمان باشند و حتی برایشان نقش در نظر می گیریم با این حال این داستان است که همه چیز را تعیین می کند.

ژوله؛ اسمش پارتی بازی است.

قاسم خانی؛ دروغ نگوییم براساس این موضوع هم هست.

شده بازیگری را خیلی دوست داشته باشید و جایی برای او در قصه نداشته باشید؟ چه احساسی ممکن است در این جور مواقع داشته باشید؟

قاسم خانی؛ واقعا ً اگر قرار باشد حضور بازیگری به قصه لطمه بزند الزامی به حضور او در کار نداریم.

محراب قاسم خانی؛ زن من شقایق دهقان همیشه از دستم شاکی است که چرا قسمت هایی که می نویسیم نقش او در آن زیاد نیست.

قاسم خانی؛ مثلاً همه ما بازی سیامک انصاری را خیلی دوست داریم. وقتی آدم چنین ستاره یی را دارد ننوشتن برای او بی ذوقی است. ولی هیچ بازیگری چیزی را هیچ وقت به قصه تحمیل نمی کند.

برخی از کارگردان های تلویزیونی سریال ساز در مقام مقایسه کارهای مهران مدیری را مثال می زنند و می گویند ما اگر بخواهیم مثل آنها دوربین را ثابت بگذاریم و بازیگران بازی شان را بکنند کارمان سرعت بیشتری خواهد داشت. این کارگردان ها برتری کار خود را در قصه های دنباله دار و شخصیت های از پیش طراحی شده و کندی ریتم کارشان را مربوط به دقت و طراحی زمان برشان می دانند.

ژوله؛ همین که ما به سمت سریال داستانی دنباله دار پیش می رویم و قواعد آن را نیز رعایت می کنیم در عین حال مثل قبل کار می کنیم، نشان می دهد که سریالی نیز می توانیم بدان شکل بنویسیم. اگر به سمت سریال هم نمی رفتیم آن کارگردان ها به نوعی آرزویشان بود که بدین صورت کار کنند. این شیوه تخصص می خواهد. همان طور که خیلی از نویسنده ها، نویسندگان خوبی هستند اما تخصص این طور نوشتن را ندارند، برخی از بازیگران خوب نیز تخصص بازی در این نوع کارها را ندارند. واقعاً آن کارگردان ها بیایند از یک سال قبل شروع کنند برای ساختن یک کار طنز 90 شبی. فکر می کنید باز هم از عهده اش برمی آیند. چند نفرند که می توانند این کار را بکنند، حتی رضا عطاران نیز که کار طنز می سازد، 13 یا 20 قسمتی می سازد، قرارداد 90 شبی بست اما فسخ کرد و گفت نمی تواند بسازد. الان فقط مهدی مظلومی است که طنز 90 شبی می سازد و مهران مدیری. واقعاً یک تخصص است که کار هر کس نیست.

قاسم خانی؛ لزوماً هم به معنای بهتر یا بدتر نیست. شاید ما هم بلد نباشیم به شیوه آنها سریال بسازیم.

ژوله؛ اصلاً برخی از کارگردان های سریال ساز، از کار طنز به عنوان فحش استفاده می کنند.

قاسم خانی؛ این دلیل ارزش کار نیست. این کارهای 2 و 3 دوربینه راندمان کارش خیلی بیشتر از دوستانی است که یک دوربینه می گیرند ولی آن اصلاً دنیایش فرق می کند و چیز دیگری است. من قبلاً هم گفته ام که اصلاً به نظرم نمی آید هیچ کجای دنیا کاری با این سرعت بسازند. شرایط درستی نیست. من این را تایید نمی کنم. شخصاً دوست دارم که وقت داشته باشم ولی این کارها زمانی به ما پیشنهاد داده می شود که سه ماه بعد باید برویم روی آنتن، یعنی همیشه باید با سرعت کار کنیم. ما هم دوست داریم وقت بیشتر داشته باشیم. الان اگر این سکانسی که محراب دارد می نویسد وقت بیشتری داشت، مطمئناً بهتر از کار درمی آمد.

ادامه دارد




نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه 22 آذر 1385 و ساعت 12:12 ب.ظ

گزارش کاملی از باغ مظفر
چهارشنبه 15 آذر 1385

پیمان قاسم خانی – نویسنده – در گفت و گو با خبرنگار ادب و هنر آنا گفت: طرح اولیه باغ مظفر را مهران مدیری داد، طرح او درباره  بازماندگان چند نواده از پادشاهان قاجار بود که همچنان خود را صاحب مملکت می دانند ولی طرح عوض شد و داستان فعلی در مورد یکسری از خان های تهران است.
وی ادامه داد: ما در این سریال به شیوه زندگی این خانواده ها و نحوه برخوردشان با آدم های عادی می پردازیم.
ورود یک عروس به این خانواد ه که از نظر این خان ها بی اصل و نصب است آغاز ماجرا است و ...
قاسم خانی در مورد نگارش متن ها گفت: روش نگارش من همان است که در این سال ها در «شب های برره» و «پاورچین» به کار برده ام دور هم می نشینیم و ایده ها را تقسیم می کنیم.
وی در رابطه با همکاری طولانی مدتش با مدیری گفت: ما زبان همدیگر را خوب می فهمیم و همکاری مان هم جواب داده است،  شوخی هایی که در کار است مورد پسند هر دو نفرمان است، مدیری آدم های یک دستی را دور هم جمع کرده، این تیم به بهترین شکل،نکته های متن را بیرون می کشند و عرضه می کنند.
این نویسنده ادامه می دهد: با وجودی که ما وقت کمی برای ضبط برنامه ها داریم، مدیری وسواس خاص خودش را دارد و تا به آنچه مورد نظرش است نرسیم، کات نمی دهد.

---------------------------------

گروه سازنده سریال

سه شنبه 14 آذر ماه 1385   جام جم

وقتی زمان در «باغ مظفر» متوقف می شود

از در کوچک آهنی که وارد می شوی ، یک باغ بزرگ با چند ردیف درخت کاج در گوشه و کنار می بینی. آن بالا، عمارت اصلی خانه نشسته است که از بیرون خیلی شیک و امروزی به نظر می رسد.
بعد از ظهر یک روز پاییزی است و همه چیز برای تصویربرداری یک قسمت از سریال «باغ مظفر» تازه ترین اثر مهران مدیری مهیاست. داستان باغ مظفر اگر چه در زمان حال می گذرد، اما کیفیت وقایع و آنچه برآدمهای ماجراها می گذرد، ظاهرا ربطی به اکنون ندارد. باغ مظفر داستان زندگی دو خان به نام منصور و مظفر زرگنده است که با آن که در مجاورت هم زندگی می کنند، اما اختلافات دیر پا و حل نشدنی بسیاری با یکدیگر دارند. لوکیشن های اصلی در واقع اتاقهای منزل دو خان است و اتاق های فرعی دیگر نیز هست. چشمهایتان را ببندید و اتاقی را تصور کنید که از گذشته های دور، دست نخورده باقی مانده است. زین اسب ، تابلوهای بزرگ رنگ و رو رفته ، میز و صندلی های چوبی ، قدیمی ، پارچه های منجوق دوزی شده ، قاب عکسهای مختلف ، کاسه بشقاب های چینی قدیمی ، چراغ نفتی و یک عالمه وسیله نوستالژی دیگر، همه را در یک اتاق امروزی فرض کنید که آشپزخانه اپن دارد، یخچال دارد، ماشین لباسشویی دارد، اما علاوه بر همه آنها، یک تنور برای نان پزی هم دارد؛ اینجا خانه خان منصور مظفر زرگنده است. اتاق خان منصور هم چیزی شبیه همان اتاق است. وقتی امید رخ افروز، سعید عباس اصفهانی و سروش مرشدیان تصویربرداران سریال ، دوربین ها را در یکی از اتاقها تنظیم می کنند، نشان می دهد که قرار است سکانس تازه تصویربرداری شود. در اتاق دیگر مدیری روبه روی مونیتور نشسته و درباره نور صحنه ، لباسها و کادر تصویر با عوامل صحبت می کند. دعواهای عروس تازه وارد خانه و خواهرشوهر، محور اصلی این قسمت سریال است که حمید برزگر آن را نوشته است ، نازی عروس تازه وارد خان مظفر است که می خواهد دکور خانه را آن طور که می خواهد تغییر دهد. در عوض فروغ السلطنه خواهرشوهری است که سعی می کند با اقتدار امورات خانه را بگرداند و چیزی بدون اجازه او تغییر نکند.


نازی به [تلفن]: آره مامان جون اینجا خیلی به ما خوش می گذره [با دیدن فروغ السلطنه که یکسره به طرف کمد می رود] مامان جون ، من بعدا بهتون زنگ می زنم
[به فروغ السلطنه]: دنبال چیزی می گردی؟
فروغ السلطنه: [بی اعتنا به او] چطور مگه؟
نازی: آخه اگه اشتباه نکنم ، اون کمد ماست! احیانا کمک نمی خوای؟
فروغ السلطنه: [بی اعتنا] چرا، اتفاقا. می دونی. اینجا یه شال گردن قهوه ای هس که مال کامرانه.
نازی: اولا که اینجا، اگه می خوای چیزی رو برداری ، اول باید از صاحبش اجازه بگیری. بعدشم «کامی» اصلا رنگ قهوه ای دوست نداره. اگه پیدایش کردی وردار مال خودت.
فروغ السلطنه: ببین هر وقت اراده کنم ، در این کمدو باز می کنم و در ضمن بدون که اون عاشق رنگ قهوه ایه. خب؟
نازی: نه عزیزم ، اشتباه می کنی. کامران عاشق رنگ صورتیه. دو تا لباس صورتی هم داره که همش می پوشه.
فروغ السلطنه: شما به عنوان همسر ایشون باید بدونی که کت و شلوار قهوه ایه دوست داره. در ادامه ، دعوای آن دو بالا می گیرد و سرانجام با آمدن کامران جنگ به نفع فروغ السلطنه خاتمه می یابد.
نازی ناراحت می شود و کاغذی به دست کامران می دهد و از او می خواهد فهرست تمام چیزهایی را که دوست دارد و دوست ندارد، بنویسد!

امتحان عشقه!

تصویربرداری این سکانس را جواد اصلانی که سوئیچ تصاویر را به عهده دارد، به دلایلی قطع می کند. اما هر بار بعد از رفع نقایص کار تصویربرداری ادامه می یابد. سکانس بعدی مربوط به بعد از نوشتن فهرست بلند بالا به وسیله کامران است.
نازی: ]برگه ای در دست دارد و با شوق آن را می خواند[ چرا اینو قرمز نوشتی؟
کامران: کدومو؟
نازی: بامیه رو.
کامران: اوه ، اوه. از بامیه متنفرم. منفورترین چیز در زندگی ام بامیه اس ؛ حتی از جنگ جهانی دوم.
نازی: راست می گی؟
کامران: اوهوم.
نازی: اینو فروغ هم می دونه؟
کامران: آره ، چطور؟ نازی: می خوام امشب خورشت بامیه درست کنم.
کامران: [می خندد و سعی می کند نشان دهد چیز مهمی نیست] نازی تو خیلی بامزه ای!
نازی: نه ، جدی می گم. من امروز خورشت بامیه درست می کنم. تو هم زحمت می کشی ، همه شو با اشتها می خوری.
کامران: اصلا نمی تونم بهش فکر کنم!
نازی: اگه منو دوست داری ، باید اونو بخوری. این امتحان عشقه. فهمیدی؟
متن های این سریال از سوی محراب قاسم خانی ، امیرمهدی ژوله ، خشایار الوند و حمید برزگر نوشته می شود و پیمان قاسم خانی هم سرپرستی نویسندگان سریال را به عهده دارد.
قاسم خانی در طول تصویربرداری سکانس ها با مدیری درباره موضوعات مختلف مشورت می کند و در شکل گیری بهتر طنزها حضور پررنگی دارد. این بار او و گروه نویسنده اش آدمهایی را دستمایه کار قرار داده اند که دن کیشوت وار به یک دوره تاریخی چسبیده اند و جرات بیرون آمدن از پیله زمانی خود را ندارند.
صحنه دیگری که تصویربرداری می شود، سر میز شام و ادامه دعوای این دو زن است که جورش را باید کامران بکشد.
کامران در این صحنه با حالت تصنعی سعی می کند نشان دهد چقدر از خوردن خورشت بامیه مشعوف است و این در حالی است که کل کل نازی و فروغ السلطنه ادامه دارد.
فروغ السلطنه: [به برادرش کامران] تو که از خوردن خورشت بامیه متنفر بودی ؟
نازی: [پیروزمندانه] گفتم که این غذارو دوست داره. دست پخت شمارو دوست نداشته ، فروغ خانم.
فروغ: [حرص می خورد] نه کلا از این غذا متنفر بوده.
نازی: می بینی چطور غذا می خوره؟ دست پخت من حرف نداره یک هیچ.
فروغ السلطنه: نخیر، یک دو. [عصبانی از سر میز بلند می شود و به حالت قهر می رود.]
کامران: [فرصت پیدا می کند نفس بکشد] می شه دیگه نخورم؟
نازی: نه ، ممکنه برگرده!
کامران: دیگه داری خیلی روی آی کیوش حساب می کنی!
مهران مدیری علاوه بر ایفای نقش خان مظفر، در نقش راوی نیز ظاهر شده است که به تسهیل روایت صرف تصویری کمک می کند و علاوه بر آن ، مخاطب به حس قصه گویی مجموعه نیز بیشتر نزدیک می شود. صحنه دیگری که قرار است جلوی دوربین برود، به دعوای این خواهر و برادر یعنی کامران و فروغ السلطنه می پردازد. فقط این توضیح لازم است که کامران بجز بامیه ، به کلم پلو و سالاد کلم هم بشدت حساسیت دارد و از آن بیزار است. حیف نون با صدای بلند برای خودش می خواند که یکباره کامران سر و صداکنان از دستشویی بیرون می آید.
صدای کامران: حیف نون! حیف نون! تو به چه جراتی؟ [با دیدن چهره برافروخته فروغ السلطنه ساکت می شود.]
فروغ السلطنه: فکر کردی با بچه طرفی خان کامران میرزا؟
کامران: حالتون چطوره؟ خوب هستین؟
فروغ السلطنه: قضیه خورشت بامیه چی بود؟
کامران: اوه ، خورشت بامیه.
فروغ السلطنه: ببر نفستو! تو منو، خواهر تو، به نقشه پلید اون دختره بی اصل و نصب فروختی؟ به یک تازه وارد؟
کامران: فروغ بانو، راجع به زن من درست صحبت کنید، اگر می شه.
فروغ السلطنه: حرف نزن. دست از سرم وردار. فکر می کردم سایه برادر تا قیام قیامت بالای سرمه. نمی دونستم که درخت اغیار شدی و ما تنها در آفتاب تموز!
کامران: فروغ بانو، هر وقت ادبی حرف زدی ، دل من می لرزه. من قصد اذیت کردن شمارو ندارم. نازی هم دختر بدی نیست. ته دلش فکر نمی کنم چیزی باشه.
فروغ السلطنه: راست می گی کامران؟
کامران: بله! بله!
فروغ السلطنه: پس از امشب شام جایی نمی ری. می خوام کلم پلو درست کنم ، با سالاد کلم!
کامران: [اعصابش به هم ریخته ، می خواهد گریه کند!] با من این کارو نکنین! اون بامیه ، تو کلم!
فروغ السلطنه: [با تحکم] اگه یه دونه برنج بمونه ، اون دیسو فرو می کنم تو حلقت! جلوی نازی خانمت صداتم در نمی آد؟ برادر عزیزم! و می رود. کامران نزدیک است گریه کند.
جواد رضویان بازیگری است که نامش در میان بازیگران این سریال آمده ، اما هنوز بازی او آغاز نشده. او امروز به محل تصویربرداری آمده و همین فرصتی شده تا عوامل با او خوش وبشی بکنند. به هر حال حضور او و همکاری اش با کارگردان شناخته شده ای مثل مهران مدیری می تواند این امید را به مخاطبان آثار طنز تصویری بدهد که در انتظار یک اثر خوب باشند.
باغ مظفر به تهیه کنندگی زوج موفق تلویزیونی یعنی مجید و حمید آقاگلیان در 45 قسمت برای گروه فیلم و سریال شبکه 3سیما آماده می شود. وقتی مخاطب امروز، طنزهایی چون پاورچین ، نقطه چین ، شبهای برره و... را از این گروه دیده و خصوصا که این شبها تلویزیون کار طنزی ندارد، آدم می تواند امیدوار باشد که طنزی بهتر و جذاب تر خواهد دید.

---

ماجراهای دوخان در یک خانه


نقش یکی از خان ها را خود مهران مدیری بازی می کند، او ایفاگر نقش خان مظفر زرگنده است. یک اشراف زاده با انضباط خاص خودش که اصلا معلوم نیست چرا نتوانسته که با وقایع بیرون کنار بیاید. نقش پسر او را سیامک انصاری بازی می کند. او در اداره کار می کند و اصولا آدم مقرراتی است. شیک است ، اما نشانه هایی از گذشته هم دارد. سحر جعفرجوزانی در نقش خواهر او یعنی فروغ السلطنه ظاهر شده است. آدمی نسبتا سنتی که دوست ندارد شرایط موجود، تغییر کند. با تحکم حرف می زند و با ادبیات هم البته نسبتی دارد. در طرف دیگر محمدرضا هدایتی ، بازیگر نقش خان منصور زرگنده قرار دارد. او هم مثل خان مظفر آدم عجیب و غریبی است و با آن که با خان مظفر نسبت فامیلی دارد، اما به انحای مختلف با او در کشمکش و جدال است ، اما اینها همه آدمهای اصلی قصه نیستند در طرف دیگر ماجرا یک شرکت داریم که نادر سلیمانی نقش رئیس آن را بازی می کند. حتی از نوع لباس پوشیدنش هم می شود فهمید که زیادی امروزی فکر می کند. ایفای نقش دختر او را شقایق دهقان به عهده دارد. یک دختر کاملا تجددطلب که از یک جای داستان به بعد، یکی از اصلی ترین آدمهای قصه می شود. نقش برادر او را هادی کاظمی بازی می کند که در شرکت کار می کند و الیکا عبدالرزاقی هم در نقش مادر این دو ظاهر شده است. نصرالله رادش هم بازیگر نقش «حیف نون» نوکرخان مظفر است. حیف نون نوکر خانه زاد است که در بسیاری مواقع حرف خودش را می زند و باعث می شود ماجراهای داستان سمت و سوی دیگر پیدا کند. «حیف نون» همسری به نام پسته دارد که در خانه خان منصور کلفتی می کند. بازیگر نقش پسته ، نگار پیل آرام است و ناگفته پیداست که حضور چنین کلفتی در خانه رقیب چه ماجراهایی را پدید خواهد آورد. سعید پیردوست و ساعد هدایتی هم در نقش دوستان خان ها ظاهر شده اند و محمد جواد عزتی و مه لقا باقری هم بازیگر نقشهایی در شرکت هستند. علی لک پوریان همان بازیگر نقش سبزی فروش در مجموعه مثل همیشه در باغ مظفر به عنوان مشاورخان مظفر ظاهر شده اگر چه او دستیار اول و برنامه ریز کار نیز هست.




نوشته شده توسط الهه در چهارشنبه 15 آذر 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ